تبليغاتX
پایندگی
حاکمیت ملت
نشریه پیام پندار
پيام گرداننده


درود بر شما سرور گرامي . اميدوارم در اين تارنگار لحظات خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين تارنگار خواهشمندم كه تا آخر برگه اين تارنگار را نظاره نماييد .

پیوند
تماس با اندامان حزب

مسول سازمان جوانان حزب
تماس با سازمان جوانان حزب
09363749053
زمان پاسخگويي روزهای یکشنبه و چهارشنبه

لوگو
تازه نامه پایندگی





Powered by WebGozar

بایگانی
        نشریه حاکمیت ملت

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 0:53 | |

        گفتگوی سرور عابدینی با صدای آمریکا - دادگاه 29 بهمن در دزفول

پاینده ایران

تفسیر خبر دوشنبه 28 بهمن87

یکسال پس از آزادی ابوالفضل عابدینی از زندان حاکمیت فرقه ای جمهوری اسلامی (29 بهمن 1386) این یار مبارز ما امروز۲۹ بهمن ۸۷ نیز باید در جلسه دادگاه در دزفول حاضر شود. در همین باره شب گذشته گفتگویی با آقای چالنگی در برنامه تفسیر خبر داشتند که فایل آنرا در زیر می توانید دریافت کنید.

دریافت - 1.83 مگابایت - 3 دقیقه


بیانیه فعالان حقوق بشر در این باره

از سوی دادگاه انقلاب شهرستان ذزفول احضاریه ای برای ابوالفضل عابدینی نصر مسوول روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر صادر شده و در آن ذکر شده تا در تاریخ سه شنبه 29/11/1387 ساعت 9 صبح خود را برای ادامه روند بررسی پرونده اعتصابات کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت به شعبه یک این دادگاه معرفی نمایند.

 اتهام این خبرنگار و فعال حقوق حقوق بشر تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی می باشد.که سال گذشته پس از تحمل پنج ماه  حبس  در تاریخ 29 /11/86 با سپردن وثیقه 50 میلیونی از زندان کارون اهوازموقتا آزاد شد.

لازم به یاد آوریست که پنج نفر از اعضای هیات مدیره ی سندیکای کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه  نیز به همین شعبه دادگاه انقلاب دزفول احضار شدند تا به همراه ابوالفضل عابدینی محاکمه شوند. این فعالان کارگری  فریدون نیکو فر، جلیل احمدی، علی نجاتی ، قربانعلی علیپورو محمد حیدری مهرنام دارند. وکیل این پرنده نیز دکتر محمد اولیایی فرد مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات نقض حقوق بشر در ایران می باشد

برگرفته از تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 13:28 | |

        بيانيه سازمان جوانان حزب پان ايرانيست

بیانیه حزب پان ایرانیست

 

پاینده ایران

اخیرا مطالبی چند بصورت گسترده در برخی فضاهای مجازی و حقیقی پراکنده می شود که علی الظاهر تنظیم کنندگان ناشناخته و یا کمتر شناخته شده ی آنها در حالی که نسبت به برخی از دوستان ما و نیز احزاب ملی از زبانی تند و گزنده استفاده می کنند،خود را علاقمند جوانان پان ایرانیست معرفی می کنند ,لذا سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با هشدار نسبت به این رویه اعلام می دارد:

1)این گونه نقدهای شتابزده که البته گاها از مضامینی صحیح هم برخوردارند، از آنجايکه سبب کدورت و افزایش تنش میان گروههای ملی می شود و نیز گرهی از کارها نمی گشاید و نقدی سازنده نیست و همچنین به نام و اعتبار جریانهای ناسیونالیست و ملی و اعتماد جمعی ضربه می زند نمی تواند مورد پذیرش افراد آگاه و خیر خواه باشد .نقدهای درون خانوادگی - خانواده بزرگ جریانهای ملی - باید از زبانی بهتر و راه حلهای اصولی تری بهره ببرد تا به تنیجه مطلوب برسد.

2)ما خواهان آرامش و حفظ متانت میان نیروهای سیاسی ملی و ناسیونالیست ایران هستیم چرا که حداقل شاید اگر نمی توانند درمانی برای دردهای مزمن جامعه ی ما باشند خدای نکرده با توسل به خشت و کلوخ پراکنی در میان خود ,اعتبار زدایی نکنند.

3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست مسائل داخلی حزب متبوع خود را بهتر از دیگران میداند و رویکرد اصولی خود را به همین صورت حاضر دنبال خواهد کرد.

4)رفتارهای خارج از چهارچوب عرف و ادب و فرهنگ ایرانی (از قبیل حمله ,توهین و گاهي تهمت )نسبت به سروران و یاران حزبی ما با پاسخ های قاطع و ناگزیر سازمان جوانان مواجه خواهد شد.بدیهی است ما پذیرای نقد در چهاچوب ادب و احترام هستیم اما توهین و افترا را نمی پذیریم.

5)به دوستانی که در این مدت چندین پیشنهاد مختلف با نامهای گوناگون جهت اتحاد پان ایرانیستی تهیه کرده و ارائه داده اند - ضمن سپاسگذاری و ارج نهادن به این نوع کوششها - اعلام میداریم نخست می بایست این افراد نزدیکتر آمده و با پیوستن به تشکیلات حزبی و احترام به پیشکسوتان این موضوع را دنبال کنند .بدیهی است سازمان جوانان از تشکیل صفوف واحد و مشترک پان ایرانیستی در چهاچوب حزب پان ایرانیست استقبال کرده و پیش قدم خواهد شد .ما با افرادی که از سایه بیرون آمده باشند آماده ایم قدمهایی را در این زمینه برداریم!

                                                      سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                      ۲۲/۱۱/۱۳۸۷ خورشيدي

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 13:24 | |

        اعلام خبر به اهتزاز در آمدن درفش پان ایرانیست در دانشگاه تهران از صدای آمریکا

 

خوشبختانه گستره ي اين خبر به اندازه اي بود كه رسانه اي مانند صداي آمريكا نيز ناگزير به بازتاب آن هر چند به صورت يك خبر كوتاه از سوي كوروش صحتي در يك برنامه غير سياسي مانند شباهنگ شد.(عصر  ۱۷ آذرماه۱۳۸۷).هر چند كه اين خبر نيز از روي خبرگزاري حكومتي فارس نيوزكه با غرض ورزي نيز همراه بوده است ،خوانده شد. اين بخش را براي آن عده گذاشتم كه مدعي بودند اين خبر بسيار عادي بوده و هيچ رسانه اي آنرا بازتاب نداده است!بهتر است اينان نگاهي به گزارش تصويري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و نيز خبرنامه امير كبير بياندازند.

دريافت  (۱.۸۴مگابايت) 

 

برگرقته از تریبون آزاد ژان ایرانیست خوزستان

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 16:26 | |

        مصادره نشان عظمت طلب پان ایرانیستها

 

مصادره نشان عظمت طلب پان ایرانیستها

در روزهای گذشته پس از حضور چشمگیر و دشمن شکن پان ایرانیستها در دانشگاه تهران در روز ۱۷ آذر و در مراسم روز دانشجو هجمه ها و تلاشهای نه چندان جدی از سوی برخی عوامل حاکمیت و عده ی از دشمنان عظمت ایرانی شکل گرفت.تلاشهایی که در قالب ارسال اخبار دروغین و غیر واقعی که تمام ابزار خویش را در جهت بایکوت کردن این حضور قدرتمند بکار بست و باز ناتوان ماند ( همان گونه که همگان شاهد بودیم انعکاس خبری این موفقیت در سطح بسیار چشمگیری شکل گرفت )را در قالب چند بخش کوتاه برایتان می آوریم.

در بخشی از این تلاشهای مذبوحانه درفش پر عظمت پان ایرانیستها را به پرچم گروهکهای غیر واقعی کمونیستی نسبت دادند .گروهکی هایی که هیچ فعالیت جدی و سازنده ی در جهت پیشرفت و تعالی ملت ایران نداشته و ندارند.خبرگزاری فارس در خبری که همان روز ساعت ۱۵:۵۰ با عنوان تجمع هرج و مرج طلبانه با درگيري داخلي پايان يافت روی تلکس خبری خود برد در بخشهایی از این خبر چنین آورده است:

"در طول برگزاري اين تجمع غيرقانوني و در زماني كه تجمع‌كنندگان در مقابل دانشكده فني جمع شده بودند، يكي از شركت كنندگان پرچم كمونيست‌ها را بالاي سر برد كه تعدادي از دانشجويان ديگر به سمت وي هجوم برده و موجب درگيري شدند. "

این عمق نادانی و بی اطلاعی مسوولین این خبرگزاری که هنوز تفاوت نشان عظمت طلب پان ایرانیست و بی نشانی کمونیستها را درک نکرده و در واقع تنها به دلیل رنگ قرمز آن نشان (که نشان گارد حزب پان ایرانیست می باشد )آن را به کمونیست ها اطلاق داده است.

لینک کامل این خبر را می توانید در این محل بخوانید

و از سویی دیگر روز دوشنبه, آذر 18, 1387  روزنامه اعتماد ملی  در صفحه دوم خود نیز در خبری با عنوان تجمع "دانشگاه، فرياد آزادي؛ روز ناآرام دانشگاه تهران "این چنین آورده است :

"هنگامي كه اين تجمع‌كنندگان در مقابل دانشكده فني جمع شدند دو نفر از آنها پرچم‌هايي با نمادهايي از كمونيسم در دست گرفتند كه اين موضوع با اعتراض شديد تجمع‌كنندگان ديگر مواجه شد و اين موضوع درگيري فيزيكي را بين تجمع‌كنندگان ايجاد كرد كه به پايين آمدن اين پرچم‌ها منتهي شد."

این عمق و نهایت جهالت سرویس های خبری حاکمیت فرقه ای است که چه بصورت دولتی (خبرگزاری فارس)و چه بصورت خصوصی(روزنامه اعتماد ملی )جهل و نادانی را در جامعه ترویج می دهند.

اما در پایان برای خوانندگان عکسی که این خبر را بر آن اساس آورده اند را می آوریم .

 


برگرقته از حماسه چالدران

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 16:25 | |

        فیلم و عکس مراسم 16 آذر 1387

پاینده ایران

 

فیلم برافراشته شدن پرچم پان ایرانیست در دانشگاه تهران - ۸۷/۱ مگابایت 

 

  دانلود 

 

ویدئو گردهمایی اعتراضی دانشجویان در دانشگاه تهران -۹۲/۲ مگابایت 

 

 دانلود

 آموزش دانلود فایل ( از مدیا فایر)

پرچم پان ایرانیست در دانشگاه تهران

.

 

گزارشي كوتاه از حضور پان ايرانيست ها به مناسبت گراميداشت روز دانشجو  فرمان آریا

گزارش دانشجویان آزادیخواه ملی از تجمع شکوهمند "دانشگاه فریاد آزادی" 17 آذر 1387 در دانشگاه تهران +تصاویر  تارنمای دانشجویان آزادیخواه ملی

بيانيه دانشجویان آزادیخواه ملی به مناسبت روز دانشجو   تارنمای تیرداد بنکدار

بیانیه شورای دفاع از حق تحصیل به مناسبت روز دانشجو   مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 

 عکس های تارنما مجموعه فعالان حقوق بشر را هم ببینید.(درفش پان ایرانیست نیز میان عکس ها به چشم می خورد). کلیک کنید.

گزارش گردهمایی را در اینجا بخوانید.

 

 بر گرفته از پان ایرانیست خوزستان

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 16:22 | |

        روز دانشجو پرچم پان ایرانیست ها در دانشگاه تهران برافراشته شد

 

روز دانشجو پرچم پان ایرانیست ها در دانشگاه تهران برافراشته شد

 

گزارش : ابوالفضل عابدینی نصر  

 

  نمایی از برافراشته شدن پرچم حزب در دانشگاه تهران روز دانشجو1387

آنچه  امسال روز دانشجو را متمایز از سالهای گذشته  کرده بود نخست برگزاری آن با تاخیر 24ساعته در روز 17 آذرماه و سپس حضور بی سابقه نیروها و گروهای ملی در دانشگاه تهران بود.

صدها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران ساعت 11 صبح امروز ۱۷ آذرماه روبروی دانشکده ی فنی تجمع کرده وبه سنت هر ساله برای حمایت و ورود دانشجویانی که بیرون دانشگاه حضور داشتند و نیروهای امنیتی و انتظامی مانع ورود آنان به دانشگاه شده بودند، ساعت  12 با حرکت به سمت درب 16 آذر اقدام به شکستن قفل های این درب کرده و باعث ورود دیگر دانشجویان به داخل دانشگاه شدند.سپس با هماهنگی دفتر تحکیم وحدت روبروی دانشکده فنی تریبون آزاد دانشجویی برپا شد و دانشجویان با سر دادن شعارهایی نسبت به سیاست های دولت بو یژه طرح بومی گزینی دانشجویان و سهمیه بندی جنسیتی وفضای بسته دانشگاهها و سخنان تهدید آمیز وزیر علوم  اعتراض  کردند.در این مراسم مهدی عرب شاهی دبیر تحکیم وحدت ، شاهین زینعلی نماینده ائتلاف دانشجویان ملی آزادی خواه و خانم مهدیه گلرو نماینده کمیته ی دفاع از حق تحصیل سخنرانی کردند. نکته قابل توجه در دانشگاه تهران حضور بیشمار دانشجویان ملی به ویژه دانشجویان پان ایرانیست و بالا رفتن پرچم های این حزب در دانشگاه تهران بود . این مراسم  ساعت 14 با حرکت دانشجویان به سمت درب اصلی دانشگاه به پایان رسید.

 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 12:34 | |

        بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست - اقدامات امارات

 

بیانیه حزب پان ایرانیست

 

به نام خداوند جان و خرد

هشدار سازمان جوانان حزب پان ایرانیست نسبت به اقدامات امارات و سکوت دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی

ملت بزرگوار ایران ! توطئه های جدی و همه جانبه ای که از سوی کشور جدیدالتاسیس امارات و برخی از دوستان پان عربیستش نسبت به تمامیت سرزمینی ما بوقوع می پیوندد ,در غفلت پرسش برانگیز و بعضا خیانت بار دستگاه خارجه در مرحله ی بسیار حساس و جدی قرار گرفته است. این  کشورها        می کو شند با رفتارهای دقیق که با منطق حقوقی تنظیم می شود ادعاهای خود را در قبال جزایر ایرانی را در مجامع بین المللی زنده و فعال نگاه داشته و از سوی دیگر وهنی بر حاکمیت تاریخی ایران وارد ساخته و آنرا بعنوان اشغال متخاصمانه ی ایران از سال 1971 معرفی کنند.

این حرکتهای موذیانه و خطرناک در قبال تمامیت ارضی سرزمینیمان با رفتار دستگاههای دیپلماتیک جمهوری اسلامی با همراهی یا سکوت ,تکمیل و پیگیری می شود.بنا به این دلایل بود که سازمان جوانان حزب پان ایرانیست طی بیانیه ی مورخه ی 13/09/1386 خود در خطاب به ملت ایران ,مسوولیت دفاع از تمامیت ارضی و خنثی سازی توطئه های دشمنان را در حد توان بر عهده شناخت و بعد از چند نامه و هشدار بالاخره تصمیم به برگزاری تجمع اعتراض آمیزی در مقابل سفارت امارات به مورخه ی      10/02/1387 گرفت .متاسفانه آنگونه که پیش بینی می شد این امر با مخالفت دستگاههای امنیتی و انتظامی و گویا وزارت خارجه مواجه شد و با پافشاری وطن پرستان به مرحله اجرا رسید که البته در کمال شگفتی با برخورد نیروهای انتظامی با مردم معترض مواجه شدیم تا نشان دهند که گروهی از حضور مردم در صحنه  در بیم و نگرانی بسر می برند و از هشیاری مردم انتقام می گیرند .ازآنجائیکه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از درگیری میان مردم و نیروهای نظامی و انتظامی در مقابل سفارتی که به ملیت و هویت ما اسائه ادب می کند ابا داشت تا مبادا دستاویزی بدست دستگاههای دقیق دیپلماسی و تبلیغاتی امارات و قطر و ... بیافتد با شتاب تجمع پرشکوه و غرور آفرین ملی را پایان بخشید تا درگیریها در مقابل سفارت به وقوع نپیوندد و لذا تن مردم هشیار در خیابان ولیعصر و در فاصله ی اندکی از سفارت پذیرای باتومهای موتورسوارها شد تا دست کم مساله حفظ نظم و ترافیک تلقی شود.

روزهای آتی شاهد تجمع و اعتراض سایر شهرهای ایران از جمله حرکت بسیار با شکوه تبریز در حمایت از تمامیت ارضی و نام خلیج فارس بود.در مقابل این  حرکت دقیق مردمی دولت امارات نه تنها از کوششهای خود نکاست بلکه برنامه های منظم و حساب شده ی خود را پیگیری کرد و در مقابل , دستگاه دیلماسی ایران بیش از پیش از جایگاه ناشایسته خود دور افتاده و در واقع انفعال پیشه کرد .به شمه ی از این موارد اشاره می کنیم:

1)اتحادیه عرب در حضور آقای متکی وزیر خارجه و سپس امارات متحده عربی به تنهایی شکایتی علیه ایران به اتهام اشغال جزایر به سازمان ملل متحد تنظیم کردند تا اخلالی حقوقی بر روند آنچه اشغال جزایر از سوی ایران می نامند وارد کرده و اسناد تاریخی - حقوقی خود را برای مجامع بین المللی غنی تر کنند .پاسخ دستگاه دیپلماسی ایران بازدارنده و از منظر عزت نبوده است.

2)امارات که در سالهای اخیر توانسته حجم انبوهی از امکانات مالی و انسانی ما را جذب بازارهای اقتصادی و تولیدی خود کرده و سود سرشاری از این راه و نیز از طریق بازصادرات کالا به ایران ببرد,ضربات خود بر اقتصاد ایران را با فشارهای ناروا بر تجار و مسافران و سرمایه گذاران ایران که به نوعی پول و کار آنها با اقتصاد امارات گره خورده بود با محدود سازی فعالیت های آنها و گاها ایجاد شرط و شروط ناموجه برای ادامه فعالیت,تکمیل ساخت.حتی دولت امارات کوشید از طرق مختلف با استفاده از این ابزارها از حساسیت موضوع جزایر در داخل ایران بکاهد!و در ادامه ی این روند قدرت خود را به رخ شهروندان ایرانی بی پناه کشید تا حساب کار بدست اهالی ایرانی مقیم در این کشور بیاید .آنها در اقدامی توهین آمیز نسبت به عزت ,هویت و اخلاقیات ایرانی با مسافران یک هواپیما برخورد کردند که واکنش سرد و سست دستگاه دیپلماسی باعث شرم هر ایرانی است و خواهد بود .وزیر خارجه بعد از مدتی سکوت اعلام کرد"موضوع در دست پیگیری است و به مقامات اماراتی هم منعکس شده است"اظهارات مقتدرانه ی(!؟)این وزیر مملکت بر باد ده که سابقه ی سکوت در مقابل العطیه هنگامی که بصورت مکرر واژه مجعول و کذایی خلیج را بکار می برد در کارنامه ی خود دارد و البته اظهارات مشعشع او در قبال دریای مازندران ,که روی آقا خان نوری را سفید کرد ,چون ننگی در تاریخ به یادگار خواهد ماند ,مشخص نکرد دستگاهی که نمی تواند پاسخی مناسب به اقدامات موهن پلیس امارات نسبت به تیم ملی ,بازیکن و سرمربی تیم ملی بدهد و سخنگوی سابق و سفیر فعلی او در امارات می گوید باید به این مساله ی سیاسی از منظر ورزش نگاه کرد ,پیگیری هایش گره از چه کاری باز خواهد کرد.

3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به دولت امارات هشدار می دهد که پرونده خود را در پیشگاه ملت ایران سنگین تر از این نکند و ادامه ی حیات نو پا و ضعیف خود را در معرض بادهای تند که ریشه خارهای تنومند تری را برکنده قرار ندهد !زنهار که از مظاهر عدل پروردگار انتقام است!از تک تک رفتارهای امارات بازخواست خواهیم داشت.

4)تکلیف امارات برای ما مشخص است ,آنها هم رویه ی سیاسی و راهبردی خود را در قبال ما تعریف کرده اند و ظاهرا قصد بازبینی در آنرا ندارند اما از این پس طرف ما  و ملت ایران در این قضیه علاوه بر امارات دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی می باشد.سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به مسوولین هماهنگ با سیاستهای پان عربیست هشدار می دهد که رفتار آنان را زیر نظر دارد و مورد بازخواست ملی قرار خواهد داد .کوتاهی های دستگاه دیپلماسی بشدت پاسخ داده خواهد شد و از کانالها و ظرفیتهای قانونی نیز برای پیگرد آنها استفاده خواهد شد .دستگاه قضایی نیز باید به هوش باشد و این مساله را بعنوان اقدام علیه امنیت ملی پیگیری کند .دستگاههای امنیتی نفوذ های مرموز و احیانا هماهنگ با این سیاستها را باید کشف و معرفی و خنثی کند.همانطور باید پاسخگو باشد که افزایش فشارهای امنیتی در خوزستان بر روی پان ایرانیستها در حالی که فعالیت منطقه ای پان عربیستی بصورت هماهنگ پیگیری می شود از چه روست؟

5)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از آحاد ملت ایران,استادان و پژوهشگران و اهل قلم و مطبوعات  می خواهد که با پیوند معنا دار و هماهنگ آگاهی های عمومی را بالا برده و حساسیتهای لازم را به منصه ظهور برسانند .

6)ما سپاس خود را نسبت به کسانی که آگاهانه و هشیارانه مسائل ملی را پیگیرند و با هشدارهای لازم و به موقع ترفندهای هماهنگ دشمنان را ناکام می گذارند ,پیش کش می داریم.

 

                                                                                سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                                                                    9/9/1387

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 2:41 | |

        نامه ژنرال همت زاده به ملت ایران

 

نامه دردمندانه ژنرال علی اکرام همت زاده (همت اف)خطاب به

ملت و دولت ایران

ژنرال علی اکرام همت زاده نامی ماندگار در تاریخ ایران و جنبش ملی تالشهای ایران شمالی است.ژنرال همت زاده بعد از فروپاشی شوروی و به دنبال تشکیل حاکمیت شوونیستی به رهبری جبهه خلق در باکو و بعد از آغاز طرح های جدی این حکومت شوونیستی برای محو قوم کهن و تاریخی تالش و نابودی فرهنگ ,هویت و موجودیت آنها ,کمر همت بست و "جمهوری دمکراتیک تالش - مغان "را با کمک مردم تالش و بدون وابستگی به کشورهای خارجی به مرکزیت "لنکران"در ایران شمالی تشکیل داد .این حکومت دمکراتیک در نهایت با یورش نیروهای نظامی شکست خورده دولت باکو در جنگ قره باغ به لنکران سقوط کرد .ژنرال همت زاده مردانه مقاومت کرد و از منطقه "جمهوری تالش - مغان"خارج نشد و   درنهایت به اسارت نیروهای حکومت باکو در آمد و بعد از 13 سال اسارت در سیاهچالهای رژیم شوونیستی باکو آزاد و از ایران شمالی تبعید شد و هم اکنون در هلند زندگی می کند.

بدنبال دور جدید تلاشهای رژیم باکو علیه مردم تالش و زندانی کردن دانشمندان و روشنفکران پیش کسوت تالش ,ژنرال همت زاده رهبر جنبش ملی تالشهای ایران شمالی و رهبر و بنیانگذار "جمهوری مستقل تالش - مغان "نامه ای خطاب به ملت و دولت ایران منتشر کرد:

ملتت امروز از تو کمک می خواهد ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

سرنوشت اینگونه رقم زده است که بخشی جدایی ناپذیر از دولت قدرتمند ایران ,و مردم تالش به عنوان یکی از اقوام کهن ایرانی ,تقریبا بمدتی نزدیک به 200 سال در نتیجه خیانت سلسه قاجار که در قرن 19 میلادی سلطنت ایران را بدست آورده بود ,با سیم خاردار بدو نیم تقسیم شد. در تمامی این مدت ,تالش ها با تبعیض قومی - ملی بی سابقه ای مواجه شدند ,بویژه پس از فروپاشی شوروی و پیدایش دولت باکو طی 17 سال اخیر تقریبا با خطر محو شدن از صحنه تاریخ مواجه شده اند.حاکمیت کنونی باکو که ترک گرایی و شوونیسم را به سطح ایدئو لوژی دولتی ارتقا داده است ,علیه تاریخ ,فرهنگ,دین ,معنویات و فولکور تالش و علیه امروز و فردای این قوم ریشه دار ,وارد جنگی بیرحمانه شده و محو مردم تالش را به عنوان هدف خودانتخاب کرده است.

در کتب درسی رژیم باکو نام تالش بطور کامل حذف شده است .نمونه های فرهنگ و هنر خلق تالش که آنرا بهمراه سایر خلقهای ایران طی هزاران سال پدید آورده است,با بی حیایی بی نظیری متعلق به سایرین اعلام شده است.ما از تاریخ خود,از فرهنگ خود , از عادات و سنن خود محروم شده ایم!این خلق حتی در مقابل سرکوب های رژیم کمونیستی ,دین بر حق خداوند و فرهنگ اسلامی خود را حفظ کرده بود.اما امروز حکومت ننگین باکو با اهداف از پیش تعیین شده ,مذاهب و طریقتهای مختلفی (مانند وهابیت ,مسیحیت و یهودی گری )را در اراضی محل سکونت این خلق رواج می دهد و با اینکار نیز می خواهد فرهنگ و دینمان را از دستمان بگیرد .این حکومت نه تنها دشمن خلق تالش ,بلکه به طور کل دشمن ایران است..تصادفی نیست که بسیاری از بلایایی که بر سر تالش ها آورده می شود مربوط به این است که خلق تالش بخشی از ملت و تمدن ایران است.به گونه ای که حکومت کنونی باکو که از روزهای نخست اعلام استقلال ,فعالیت علیه تمامیت ارضی ایران را هدف قرار داده است.بسیاری از ظلم ها و فشارهای این حکومت علیه ما نیز با وفاداری و محبت قوی موجود در قلب تالشها به ایران مربوط است به گونه ای که مقامات حکومت باکو تمامی کسانی را که در راه دفاع از حقوق مردم مظلوم تالش تلاش می کنند به جاسوسی برای ایران متهم میکندو انها را سرکوب میکند .این حکومت بی دین و ایمان و فاقد معنویت ,نه تنها هیچ قانونی ,حتی قوانین الهی را نمی خواهد به رسمیت بشناسد و ما تالشها را همچنین بخاطر وفاداری به دین اسلام متهم می کند .با گذشت سالها ,افسار گسیخته تر می شود و هیچ اصل و قاعده حقوق بین الملل و حقوق اعطا شده از طرف خداوند را نیز نمی خواهد به رسمیت بشناسد.بعنوان شاهد مثال این مطالب ,حکم صادر شده در 24 ژوئن ]2008[علیه روشنفکر برجسته تالش ,عالم زبان شناس ,معاون مرکز فرهنگی تالش در این جمهوری و سردبیر نشریه قدیم الانتشار "نولیشی صدو" است.بدون هیچ سند ومدرکی ,فقط براساس دروغها و بهتانها,نوروز علی محمد اف (دانشمند مشهور زبان شناس) ظاهرا به جاسوسی به نفع ایران متهم و به مدت 10 سال از آزادی محروم شد. بی حیایی به آن حد رسیده است که این حکم نه تنها بدور از چشم نمایندگان جامعه ,حتی بدون حضور وکیل نوروز علی محمد اف و در شرایطی کاملا مخفیانه قرائت شد!

ما تالشها از کل دنیا و در وهله نخست از وطن تاریخی خود ایران و رهبری آن,یاری به ملت خود(تالشها)و جلوگیری از محو شدن آن را خواهانیم.ما فکر میکنیم که اگر مسولان ایران بی اعتنایی نمی کردند و با این حکومت بی دین و ایمان (حکومت حاکم بر ایران شمالی)دوستی و همکاری نمی کردند .حکومت باکو نمی توانست این کار را انجام دهد .همکاری دولت ایران با حکومتی که شهروندان تحت ستم خود را با روحیه نفرت از ایران تربیت می کند و تقریبا هر روز با "دستگیری جاسوسان ایران !؟ "مشغول است چگونه ارزیابی کنیم؟ از کدام دوستی و همکاری دولت ایران با این رژیم کافر که در ظاهر خود را مسلمان می نامد  اما در حقیقت دشمن اسلام است می توان سخن گفت؟ما تالشیها افتخار میکنیم که ریشه مان ایرانی است و خودمان را از ایران و وطن تاریخی مان نمی توانیم جدا تصور کنیم .به رغم همه تعقیبها و سرکوبها ,محبت به ایران در دلهای ما ابدی است .اما جای تاسف دارد که چنین محبتی را از طرف حکومت ایران در قبال خودمان مشاهده و احساس نمی کنیم .با در نظر گرفتن تمامی اینها ,ما امروز مملکت ایران و حکومت آن را به دفاع از مردم مظلوم تالش و ریش سفید این ملت ,نوروز علی محمد اف فرا می خوانیم .

                                           ملتت امروز از تو کمک می خواهد ,ایران

                                        رهبر جنبش ملی تالش

                                         علی اکرم همت زاده - هلند

برگرفته از نشریه ایران شمالی شماره ۱۰ مهر ماه ۱۳۸۷

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 2:38 | |

        بیانیه سازمان جوانان حزب پان ايرانيست

 

بیانیه حزب پان ایرانیست

 

به نام خداوند جان و خرد

 پاينده ايران

سازمان جوانان حزب پان ايرانيست ، شكل گيري  "ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي" و وطن پرست را به اين فعالان دانشجويي كه پاسداري از حقوق و منافع فرهنگي و اجتماعي و تماميت سرزميني ملت ايران را سرلوحۀ برنامه هاي خود قرار داده اند ؛ و نيز به جامعۀ دانشجويي ايران شادباش مي گويد. دانشگاه جايگاه بسيار مهمي در توليد علم ، جستجوي حقيقت و و بيان حقيقت و ديدباني نسبت به چگونگي عملكرد و احوال جامعه و برسي كژيها و كاستي ها و نقادي از وضع موجود ، با توجه به آرمانها و ايده آلهاي لازم حيات ملي دارد و در پديد آوري زيربناي نظري حركت هاي آيندۀ يك ملت نقشي بارز مي بايست بر گرده بشناسد و آگاهانه آن را پي افكند. و در برابر موانع با گشاده زباني گردن فرازد ؛ و با كمك جامعه در رفع آنها به هر ميزان مقتضي بكوشد. حزب پان ايرانيست نيز در دوره اي از كوششهاي دراز دامن خود – تا ريخ بيش از 6 دهۀ معاصر ايران – و به ويژه در سالهاي قائلۀ فرقۀ دموكرات و كوششهاي ملي شدن صنعت نفت ، دانشگاه را سنگري براي دفاع از تمام حقوق ملت ايران و نيز بي اثر كردن توطئه هاي ايرا ن ستيزانه برگزيد و جانبازانه در ميان دنيايي از دشمنان قد برافراشت كه البته در آن زمان بدنۀ اين نيروي قدرتمند ملي اغلب متشكل از نوجوانان دبيرستاني و دانشگاهي بود. از اين دست حزب پان ايرانيست از اين نوع حركتهاي آگاهانه و وطن پرستانۀ دانشجويي كه با استقلال از قدرت سياسي حاكم و منازعۀ شخصي بر سر تقسيم آن –در شكل حكومتي يا حزبي- سرافرازي و شكوه و نيز استيفاي حقوق ملت ايران را وجه نظر خود قرار مي دهند ، اميدوارانه استقبال مي كند. حزب پان ايرانيست در راهي كه مقصدش قدرتمندي و سعادت ملت ايران و مصالح و منافع عام باشد ، در كنار شما و ديگر گروههاي دانشجويي خواهد بود. اگرچه طرح مباحثي  در نقد جريان هاي دانشجويي و نيز پرداختن به مباحث تئوريك و نظري آن  را ضروري مي دانستيم ، اما آگاهانه آن را به زماني ديگر واگذاشتيم. اميدواريم كه شاهد حركتهاي توأم با تدبير و خردمندانۀ شما دوستان آگاه ، در جامعه اي كه جريانهاي اجتماعي باهيجان شكل مي گيرند و به تندي فرو مي پاشند ، باشيم.

                                                                                   

                                                                                سازمان جوانان حزب پان ايرانيست

                                                                                                    9/8/87

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 16:10 | |

        گنگره دهم حزب پان ایرانیست



شورای عالی رهبری حزب پان‌ایرانیست مصمم است کنگره دهم حزبی خود را، که از سال ۸٤ تا

کنونبعلت فشارهای وارده توسط نیروهای امنیتی و انتظامی موفق به برگزاری آن نشده است،تحت هر

شرایطی به انجام رساند." در اعلامیه‌ای مطبوعاتی از تهران،بتاریخ شانزدهم شهریورماه ۱۳۸۷،

شورای عالی رهبری حزب پان‌ایرانیست تدارک برگزاریدهمین کنگره این حزب را در دوازدهم مهرماه

امسال اعلامکرد



فایل زیر را دانلود کنید

http://pishdad.persiangig.com/payandegi/Khabrnegarha.pdf


[+] نوشته شده به دست پیشداد در 18:35 | |

        بیانیه حزب پان ایرانیست

 

بیانیه حزب پان ایرانیست

 

حزب پان‌ايرانيست اعلام صدور حكم اعدام براي معلم ايران‌پرست كرد آقاي فرزاد كمانگر را قوياً محكوم

 

نموده و از همه مسئولين قضايي و مدافعين حقوق بشر مي‌خواهد كه براي نجات جان اين معلم بي‌گناه

 

كرد اقدام عاجل كرده و مانع از اجراي اين حكم ظالمانه شوند.


                                                                                 

                                                                                      پاينده ايران

                                                                                 حزب پان‌ايرانيست

                                                                                         28/4/87

 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 17:54 | |

         سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

 

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

بنا به اخبار منتشره ,گروهی از بازداشت شدگان مورخه ی 24/3/1387 از جمله سرور ویدا دهقانیان در اعتراض به وضعیت بازداشت و نگهداری خود ,اقدام به اعتصاب غذا  کرده اند .ضمن اعلام همراهی با یاران خود,سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با محکوم کردن نقض گسترده ی حقوق فعالان و زندانیان سیاسی - اجتماعی ,که در اشکال و انحای مختلف اعمال می شود ;نسبت به عواقب این رفتارهای غیر مسوولانه ,غیر دموکراتیک و غیر قانونی به شدت هشدار می دهد.

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با خطاب به ملت بزرگ ایران و فعالان و زندانیان سیاسی وطن پرست ,متذکر می شود که این سرزمین را هزاران هزار ایرانی آزاده و فداکار و جانباز در طول هزاران سال از آفات زمان پاس داشته اند و چه مشقتهایی که در این راه به جان خریده اند .چه خون دل ها خورده و چه شکنجه ها و دردهایی کشیده اند و چه جانهایی بدین راه سرفرازانه نثار کرده اند .به یاد می آوریم !در طول هشت سال دفاع مقدس ,فرزندان این آب و خاک با دستهای خالی به مصاف دشمنان شتافتند ;شهادت و نقص عضو را پیش چشم خود دیدند و دانستند اگر اسیر دست دشمن شوند در نبود هیچ حامی و پناهی در سکوت سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بین المللی در زندانهای دشمن با شکنجه هایی مخوف روبه رو می شوند .اما در تما م این مدت نه جبهه ها از سرباز خالی شد و نه رسالت پاسداری از وطن فراموش.

امروز شما ای فرزندان ایران ,در میان 70 میلیون خانواده ی خود به سر می برید .خانواده ای که باید تک تک افرادش یارو یاور و پشت هم باشند و چنین نیز خواهد بود.ما بر خود وظیفه می دانیم که صدای دوستان خود را با بهره بردن از تمامی امکانات مشروع به گوش آزادگان و هموطنان خود برسانیم .نه زندان و نه شرایط سخت هیچ کدام مانعی جدی در راه آرمان سرفرازی ملت ایران نمی تواند باشد.

امیدواریم مسببین این وضعیت با اصلاح عمل خود مانع از گسترش فضای بوجود آمده در داخل زندان به محیط خارج ازآن شوند.

                                                                                            پاینده ایران

                                                                            سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                                                    18/4/1387 خورشیدی

 

 

گزارش I.H.R.V از ویدا دهقانیان شیرزن پان ایرانیست

Interview with Lawyer for Detained Cultural Activist

By IHRV | July 7, 2008

Tabriznews: Iran Human Rights Voice :  Fatemeh “Vida” Dehghanian, a cultural activist and editor of a publication, has now been detained in Evin prison for 20 days, causing concern among human rights activists.
Mr. Arash Kaikhosravi, a lawyer and himself a political activist in Iran, rejected all charges against his client in an interview with the human rights section of Tabriz News, and stated: “Ms. Dehghanian was arrested on Friday, 24 Khordad 1387 (June 13, 2008) by security guards while walking in Tehran’s Vanak Square, and was subsequently turned over to the Revolutionary Court. The day of her arrest coincided with a gathering that was held without a permit in Mellat Park to protest statements by Mr. Palizdar, who had accused government officials of economic corruption. Many participants in the park gathering were young females and minors who were later arrested.
Mr. Kaikhosravi, in reference to Ms. Dehghanian’s case and similar types of cases, further added: “In the past 20 days, I and Ms. Dehghanian’s family members have unsuccessfully gone to the Revolutionary Court and Evin prison to visit and collect her signature for legal documents. I do not believe she was arrested in connection with the gathering in the park. Even if she had participated in the gathering, according to Article 27 of the constitution, this should not be regarded as illegal and against national security. Furthermore, she did not have any role in either organizing the rally or participating in it”.


[+] نوشته شده به دست پیشداد در 17:37 | |

        بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست - سرور ویدا(فاطمه)دهقانیان

 

 

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

ویدا(فاطمه)دهقانیان از اعضای خانواده ی بزرگ پان ایرانیست ,روز جمعه مورخه ی 24/3/1387 در حوالی

میدان ونک,با فرض احتمال شرکت در تظاهرات منعقد شده در پارک ملت علیه مفاسد اقتصادی ,از سوی

مامورین لباس شخصی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.در حالی که دوازده روز از بازداشت این بانوی

فرهیخته می گذرد ایشان دوبار با خانواده خود تماس داشته و سلامت خود را به اطلاع رسانده است.

حزب پان ایرانیست نسبت به این نوع برخوردها هشدار داده و متذکر این نکته می شود که مردم خواهان

برخورد با مفاسد اقتصادی و سیاسی می باشند و نه بازداشت افراد فرهیخته و پاک کردن صورت مساله .

تعرض به حقوق مردم به بهانه ی تامین امنیت و بازداشت های بی ضابطه و برخوردهای خود سرانه ,فاقد

توجیهات منطقی و بشدت مردود است.دستگاه امنیتی و قضایی می بایست با آزادی هر چه سریعتر

افراد بی گناه این حادثه و از جمله سرور ویدا دهقانیان ,انگیزه و دلیل اصلی این قبیل برخوردها با مردم را

شناسایی و ضمن اقدامات و برخوردهای لازم به افکار عمومی اطلاع رسانی کنند.

حزب پان ایرانیست خواهان آزادی و بازگشت هر چه سریعتر بانوی اهل فرهنگ به آغوش خانواده ی

بزرگ خود می باشد.

                                                             پاینده ایران

                                                             4/4/1387

                                                           سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

 

بارتاب خبر دستگیری سرور دهقانیان در تارنماهای دیگر:

فعالان حقوق بشر در ایران     ایران پرس نیوز       اخبار گویا (گویا نیوز)        سلام دمکرات       

تارنمای خبری ایران ب ب ب    خبرنامه امیر کبیر    دنباله    شیر زن پان ایرانیست در انفرادی ۲۰۹ اوین

 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 14:59 | |

        روش تحقیق در علوم سیاسی

 

 

انسانها در طول قرنهای متمادی به توضیح پدیده های طبیعی پرداختند که ظاهرا قابل قبول به نظر

 

می آمد. با نسبت دادن نیروهای طبیعی به عمل نیروهای فوق طبیعی بر این باور بودند که خدایان

 

به دلخواه خودشان خورشید ستاره ها باد و برف را به وجود آورند.

 

ظهورکاهنان که دعا می کردند از راه دیگری با خدایان در ارتباطند به ایجاد نظام سلسله مذهبی

 

منتهی شد و جزمی بودن فرآیند طبیعت که بر اساس جادوگری و سلطه کاهنان توضیح داده می شد 

 

ریشه دار گردید و تحقیق برای کشف واقعیت را قرنها به تعویق انداخت .

 

اما مردم به تدریج دریافتند که کار نیروهای طبیعت تا اندازه که به آنها تلقین شده بود از روی هوا و

 

هوس نبود .

 

آنها کم کم متوجه نظم و قاعده ای در جهان شدند به رابطه ی علت و معلولی پی برده و دریافتند که

 

وقایع تحت شرایط معین با صحت ومدللی قابل پیش بینی  هستند . اما این توضیحات اغلب با مخالفت

 

جزم گرایان مواجه می شد اشخاص کنجکاوی که پرسش می کردند اغلب تنبیه می شدند .

 

ویا اگر در تردید خود نسبت به توجیه پدیده های طبیعی به شیوه غیر معقول پافشاری می نمودند

 

محکوم به مرگ می گشتند.

 

 این تکیه بر شواهد تجربی و یا تجربیات شخصی موقعیت صاحبان قدرت را متزلزل ساخت و گامی مهم

 

 در جهت تحقیقهای علمی بر داشته شد.

 

 این هنگامی بود که مردم اندیشیدن منظم درباره خود تفکر را آغاز کردند و بدین ترتیب عصر منطق

 

شروع شد.

 

استدلال قیاسی :

 

اولین قدم مثبت در کشف و دستیابی به واقعیت توسط فلاسفه قدیم یونان برداشته شد .ارسطو

 

و پیروانش ((استدلال قیاسی )) را بکار بردند که می توان آن را یک فرآیند تفکر دانست .

 

به این معنی که انسان با عنایت به کلیات به جزئیات پی می برد. ((  استدلال قیاسی  ))  یک رابطه

 

منطقی بین کبری و صغری و نتیجه برقرار میکرد . صغری بیانگر رابطه کوچکتری است که حالت خاصی از

 

کبری است و درک رابطه این دو به یک نتیجه غیر قابل اجتناب می انجامد .

 

به عبارت دیگر پژوهشگر واقعیت های شناخته شده  و موجود را در کنار هم قرار می دهد و به نتیجه

 

گیری می پردازد و این عمل از طریق قیاس منطقی صورت می گیرد .

 

دراستدلال قیاسی شرط اساسی درست بودن مقدمه و به عبارتی قضایای کبری و صغری است .

 

اگر مقدمه غلط باشد نتیجه هم غلط خواهد بود. بنابراین آفت استدلال قیاسی مقدمه های نادرست

 

است .

 

یک نمونه از قیاس منطقی ارسطو :

 

مقدمه ی کبری -  همه انسانها فانی هستند .

 

مقدمه صغری -  سقراط یک انسان است .

 

نتیجه گیری - سقراط فانی است.

 

استدلال قیاسی پژوهشگر را قادر می سازد که مقدمه هایش را به صورت الگوهایی سازمان دهد و

 

زمینه را برای نتیجه گیری معتبر آماده سازد . در یک تحقیق علمی از استدلال قیاسی برای تدوین فرضیه

 

های تحقیق استفاده می شود.

 

این روش قیاسی که از فرض کلی به مصداق خاصی منجر می شود در توسعه حل مساله به شیوه ی

 

امروزی سهم بسزایی داشت . اما برای رسیدن به واقعیت جدید مفید نبود .

 

 

استدلال استقرائی :

 

قرنها بعد فرانسیس بیکن از کاربرد مشاهده مستقیم پدیده ها طرفداری کرد که با مشاهده پدیده ها در

 

موارد جداگانه و متعدد به استنتاج و تعمیم دست می یافت. این روش استقرایی از مشاهدات خاصی به

 

تعمیم کلی منطق را از برخی خطاها و محدودیت های قیاسی آزاد کرد.

 

بیکن مشکلاتی را را که روش قیاسی در راه کشف واقعیات جدید ایجاد میکرد باز شناخت روش قیاسی

 

با عقاید کهنه جزمی که عقلیون آن را قبلا پذیرفته بودند آغاز می شد و انتظار می رفت که به واقعیات

 

تازه منجر شود این موانع کشف واقعیتها که او آنها را (( بت می نامید )) در کتاب ارغنون جدید که در سال

 

 1620 نوشته شد  توضیح داده شده است .

 

انتساب این رسالت تاریخی به بیکن و نوشته های او صرفا به خاطر شکستن بتهای فلسفی و دینی آن

 

زمان بوده است و به طوری که می بینیم نوشته های او پس از مرگش موجب آزادی علوم از یوغ

 

ارسطویی یعنی جبر زمان حیات او بوده است .

 

فرانسیس بیکن را مدافع روش استدلال استقرائی می دانند. اومعتقد بود برای رسیدن به حقایق باید

 

مستقیما در طبیعت به مشاهده پرداخت و تعصب و عقاید را که او (( خدایان دروغین))  نامیده است رها کرد .

 

روش استدلال قیاسی به عنوان روش جدید در منطق که توسط بیکن پیشنهاد شد و به طور گسترده ای

 

توسط علمای زمان وی مورد استفاده قرار گرفت . در نظام بیکنی  مشاهده ها بر رویدادهای مشخصی

 

که در یک طبقه جایگزین می شوند صورت می گیرد.

 

سپس بر اساس مشاهده حوادث یا رویدادها استنباط در مورد تمام طبقه ها انجام می شود. این نوع

 

استدلال یا روش به عنوان استدلال استقرایی که بر عکس استدلال قیاسی است شناخته شده است .

 

برای مثال :

 

همه پستانداران دستگاه تنفسی دارند .

 

همه موشها پستاندارند .

در نتیجه همه موشها دستگاه تنفس دارند .

 

هر خرگوش که تا بحال مشاهده شده است دستگاه تنفسی داشته بنابراین تمام خرگوش ها

 

دستگاه تنفسی دارند .

 

توجه داشته باشید که در استدلال قیاسی قبل از دستیابی به نتیجه مقدمه باید درست باشد اما

 

در استدلال استقرایی نتایج با مشاهده و نمونه و تعمیم به کل حاصل می شود .

 

در روش اخیر برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب همه نمونه ها باید مورد بررسی قرار گیرند .

 

این عمل در روش بیکن یک استنتاج نقص شناخته شده است در مثال فوق چنانچه پژوهشگر بخواهد

 

مطمئن شود که همه موشها دستگاه تنفسی دارند یا نه بایستی تمام موشهای دنیا را مورد بررسی  

 

قرار دهد اما چنین عملی میسر نسیت .

 

بنابراین پژوهشگر الزاما به نتایج ناقص متکی است که از مشاهده های ناقص به دست آمده است .

 

استدلال استقرایی تنها موقعی قابل اعتماد است که گروه مورد پژوهش کوچک باشد چون در روش

 

استقرایی نتایج بر اساس نمونه های کوچک معتبر است .

 

بنابراین پژوهشگر پژوهش خود را در مورد نمونه های کوچک انجام می دهد و نتایج را به گروههای بزرگ

 

تعمیم می دهد.

 

روش استقرایی به تنهایی یک نظام رضایت بخش برای حل مسائل نبود. نمونه گیری تصادفی از

 

مشاهدات پراکنده بدون توجه به مفهوم و هدف یکسان معمولا تحقیق را با مشکل مواجه می کرد.

 

بنابراین به ندرت به یک تعمیم یا نظریه منتهی می شد و به علاوه امروز مسائلی وجود دارد که با

 

استفاده از استدلال استقرایی قابل حل نیستند.

 

دانشمند دیگری که شاید بتوان او را بنیان گذار روش علمی جدید دانست. رنه دکارت فرانسوی است که

 

او نیز علی رغم تمایل زمان خویش خود را از قید آنجه که مدرسه به او آموخته بود خلاص کرد و

 

مطالعاتش را بر مبنای روح علمی یعنی شک پایه ریزی کرد .

 

این شک شامل همه ی مظاهر زندگی او شد به طوری که از خویشتن شروع کرد و وجود خود را نیز قابل

 

شک و تردید دانست و سپس بر این شک بدین گونه فائق آمد که :(( چون فکر میکنم پس وجود دارم )) و

 

این قطعیت اولین پایه تفکر علمی او را پی ریزی کرد .

 

پس از قبول این واقعیت مطالعات خود را شروع و فقط مطالبی را قابل قبول دانست که قطعیت برایش

 

روشن و بدیهی با شد و نیز برای وصول به این حقیقت سعی نمود تا مسائل را به ساده ترین وجه تجزیه

 

نماید و در کوچکترین اجزای آن غور و بررسی کند و به این ترتیب توانست امور پیچیده و مشکل را با اتخاد

 

این روش علمی ساده کشف و حل نماید .

 

روش دکارت یعنی  روشهایی از تعصبات و سنن و محفوظات گذشته و به کار گرفتن فقط عقل و منطق

 

اگرچه او را از تجربه علمی کمی به دور نگاه می داشت  حداقل سودش این بود که تحقیق در علوم را به

 

نحوی منطقی و عقلانی میسر می ساخت . بی جهت نیست که عدهای قرن هفدهم را قرن دکارت

 

نامیده اند .

 

روش علمی به طور کلی به فرآیندی اطلاق میشود که از طریق آن پژوهشگر ابتدا به صورت استقرایی با

 

استفاده از مشاهدات خود فرضیه ها یا فرضیه هایی را صورت بندی می کند سپس با عنایت به اصول

 

استدلال قیاسی به کاربرد منطقی فرضیه هایی می پردازد در نتیجه او قادراست با کمک فرضیه تدوین

 

شده رابطه بین متغیرها را پیش بینی کند.

 

چنانچه این پیش بینی با اطلاعات جدید سازگار باشد مجددا فرضیه مورد پژوهش آزمون می شود تا

 

تایید یا رد شود .

 

آنچه روش علمی  را از سایر روش های بدست آوردن دانش جدا می سازد.مفروضه هایی است که بدان

 

تکیه دارد و هم متدلوژی آن متدلوژِی علمی – نظامی است .از قواعد  و روش های بارز که پژوهش بر آن

 

بنا نهاده می شود و ادعاهایی علیه آن مورد ارزشیابی قرار می گیرد. قواعد و روشها به گونه مستمر

 

اصلاح می شود و بهبود می یابد .

 

 

دانشمندان برای مشاهده استنباط تعمیم و تحلیل همواره به دنبال وسایل جدید هستند وقتی این

 

وسایل تهیه شود .چنانجه با مفروصه های زیر بنائی روش علمی هماهنگ باشد درون نظام قواعدی  که

 

حاکم بر متدلوژی علمی است قرار می گیرد و در آن ادغام می شود پژوهش علمی نیز اصولا تلاشی

 

است. سیستماتیک برای پاسخ دادن به پرسشهای خاصی روش علمی شکل خاص و سیستماتیکی

 

است که همواره به دنبال حقیقت است .حقیقتی که از طریق ملاحظات منطقی معین می شود. روش

 

علمی باید از طریق آزمایش مشاهده بحث و تفسیرهای منطقی و غیره و ترکیبی از این عوامل روابط

 

بین پدیده ها را کشف کند .

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 14:41 | |

        بانوی ایرانی دربند جهالت دیگران


پـــایــنــده ایــران

سرور ویدا دهقانیان را باید آزاد کنید

 

جهالت عده ای که خود را حافظ امنیت ملی میدانند سبب میگردد تا سرور ویدا دهقانیان از تاریخ  24

  خــرداد 7030 آریایی تا امروز در بند باشد.

 در کجای سرزمینهای عدات پیشه میهن دوستی چنین جوابی دارد. باید اعلام نمود که تمامی

وطن پرستان و عدل جویان خواهان آزادی تمامی افــرادی هستند که به نا حق دربند سپری میکنند...

به خصوص سرور ویدا دهقانیان که دست جهل او را بازداشت و دربند نگاه داشته است.

وطن پرستان  آزادی از این دست سروران و به جد سرور ویدا دهقانیان را خواستارند.

  24 خرداد

سـرور ویــدا دهـقــانــیــان را بــایـــد آزاد کــنــیـــد.

مطالب دیگر:

سرور ویدا دهقانیان را آزاد کنید

ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین

شیر زن دلیر ایرانی در بند ناقضان امنیت ملی

 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 13:34 | |

        واژه نامه پارسی

 


با درود بر همه ایرانیان؛ ازآنجایی که به شَوَند(دلیل) هجوم دشمنان به سرزمین اهورایی مان واژگان بیگانه بسیاری به ادبیات ما وارد شده اند،ما ناخواسته ویا از آنجا که برابر پارسی آنان را نمی دانیم در گفتگوها و نوشته هایمان از این واژگان بیگانه استفاده می کنیم.اما شایسته است تا آنجا که در توان داریم از واژگان ِبرابر پارسی استفاده کنیم. این کار در ابتدا کمی دشوار است چون سالهاست که با این واژه های غیر ایرانی بزرگ شده ایم... اما باید از جایی آغاز کرد؛ چرا به جای واژه بیگانه سلام(که به هیچ روی معنای درود ایرانی را ندارد) درود" نگوییم. به جای "شروع" نگوییم "آغاز"،به جای "خداحافظ " نگوییم "بدرود یا خدانگهدار"و...؟ نرم افزاری که دریافت خواهید کرد واژه برگردان از تازی به پارسی سره است.(مترجم عربی به فارسی )کاربرد این نرم افزار به زبان پارسی با گنجایش 3 مگابایت بسیار ساده است و بیش از 6000 واژه پارسی را در حافظه دارد.کافی است واژه عربی را وارد کنید و برابر پارسی آنرا دریافت نمایید.ممکن است برخی واژه ها در این واژه نامه نباشد که امیدورام تهیه کننده آن در آینده نسخه های جدید آن را در اختیار دوستداران بگذارند.درگسترش این فرهنگ لفت به دیگر دوستان بکوشید شاید جایی نیاز به واژه ای پارسی داشته باشید که این نرم افزار می تواند به شما یاری دهد.

برای دریافت برنامه کلیک کنید

بر گرفته از تارنما تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 21:13 | |

        وارد شدن روسیه در طرفداری از امارات و موضع گیری در مورد جزایر تهدید جدی را متوجه را بیان داشت

 

وارد شدن روسیه در طرفداری از امارات و موضع گیری در مورد جزایر تهدید جدی را متوجه

منافع ملی ایرانیان میکند

 

 

به نام خداوند جان و خرد

 

در همین راستا سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با صدور بیانیه ای موضع گیری صریح وشفاف خود

را بیان داشت

 

 

پاینده ایران

 

۱-سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اظهارات اخیر مقامات روسی در قبال جزایر همیشه ایرانی را مصداق بارز دخالت آشکار در امور داخلی ایران و برخلاف حسن همجواری ,روح قوانین بین الملل و صلح   و امنیت جهانی قلمداد کرده و این نوع اظهارات مداخله جویانه را به شدت محکوم می کند.

جدای از نیت مقامات روسی در این نوع از اظهار نظرها که می بایست به دقت مورد بررسی قرار گیرد به نظر می رسد تعبیر "ادعاهای واهی امارات"در قبال جزایر همیشه ایرانی ,از سوی دولتمردان روس به "مساله ی مورد اختلاف میان ایران و امارات "و موضع گیری یکجانبه در این زمینه بیانگر آگاهی این مقامات از واقعیت امر می باشد.مساله ای که میان ایران و امارات وجود دارد,ادعاهای واهی امارات در قبال تمامیت ارضی ایران هست نه مساله ای بنام "مساله جزایر".

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست امیدوار است ,توجه روسها به حل "مسائل منطقه ای "و حفظ صلح و امنیت جهانی جدی بوده و گامی بسوی حل مناقشات و بحرانهای منطقه ای وجهانی و ازجمله مساله ی چچن و پایان بخشیدن به کشتار و ارعاب سیستماتیک مسلمانان بی گناه چچن و داغستان ,از سوی روسها برداشته شود.

 

۲-جدای از دلایلی که می توان برای این نوع از اظهارنظرها مورد شناخت قرار داد,بی هیچ تردیدی سیاستهای فرو دستانه ی دستگاه دیپلماسی نسبت به روسها عاملی مهم در بروز رفتارهای غیر مسولانه ی مقامات روسی در قبال ایران بوده است.با وجود آنکه روسها با تکیه بر مسائل ایران در صحنه بین الملل ,توانسته اند منزلت بین المللی خود را افزایش دهند و ازمواهب اقتصادی ایران و یا طرفهای درگیر با ایران بهره مند شوند اما بشدت رفتارهای غیر مسولانه در قبال ایران داشته و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نیز مرعوب آنان بوده است.روسها در زمینه نیروگاه بوشهر بویژه در مورد "سوخت مصرف شده"نیروگاه شرایطی برخلاف مفاد پیمان نامه به ایران تحمیل کردند و از تعهدات خود به کرات تخطی داشته و تکمیل نیروگاه بوشهر را به تحمیل هزینه های سنگین به ایران ,به تاخیر انداختند و علیرغم مناسبات اقتصادی یکجانبه گسترده با ایران بر تمامی تحریمها علیه ایران صحه گذارده و درنهایت آنکه ولادیمیر پوتین در آخرین روزهای ریاست جمهوری خود,بر دور جدید تحریمها علیه ایران دستینه نهاد و آقای احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی در پاسخ به خبرنگاری که این مساله را مورد پرسش قرار داده بود,عنوان کرد که این مساله تاثیری در روابط ایران و روسیه نخواهد داشت.روشن است که این نوع اظهار نظرها که با عدم واکنش مجلس نیز همراه است خود مشوقی برای روسها جهت این نوع رفتارها قلمداد می شود.بدیهی است عدم واکنش مقامات مسول در قبال این نوع ادعاهای مداخله جویانه مصداق اقدام علیه امنیت ملی و بطور حتم قابل پیگیری بوده و کوتاهی در این زمینه ها قابل گذشت نمی باشد.

 

                                            

                                                                                                            پاینده ایران

                                                                                    سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                                                                  4/3/1387  خورشیدی

                       

 

 

 

روزنامه آفتاب یزد مورخ چهارم خرداد ۱۳۸۷

گـروه سـيـاسـت خـارجـي:روسـيـه بـه درخواست امارات در خصوص متقاعد كردن ايران به پذيرش پيشنهاد امـارات در خـصوص حل مساله جزاير سه گانه از طريق مذاكرات مستقيم و يا ارجاع به دادگاه بين المللي ، واكنش مـثـبـتـي داده اسـت.بـه گـزارش خـبـرگـزاري امارات (وام) ، مسكو موافقت خود را در اين خصوص در جريان ديدار عـبـدالـعـزيـز الـغـريـر رئـيـس شـوراي مـلـي فـدرال امـارات با آندري دينيسوف معاون وزير خارجه روسيه اعلا‌م كرده اســت.ديـنـيـســوف اظـهــار داشــت: ايــران روابــط خـوبـي بـا همسايگان خود و به ويژه امارات كه متعهد به حل مسالمت آميز مساله جزاير سه گانه است دارد.وي افزود: روسيه به سختي كار خواهد كرد تا ايران را به پذيرفتن درخواست امـارات در خـصـوص حـل مـسـالـه جزاير سه گانه متقاعد كـنـد.ديـنـيـسـوف در ايـن ديـدار بـا اشـاره بـه تـوافـقـنـامه‌هاي متعددي كه انتظار مي رود ميان روسيه و امارات امضاء شود از روابط دو كشور ابراز خرسندي كرد.همچنين شوراي فدرال روسيه نيز از حق امارات متحده عربي براي آنچه( كه بازگرداندن 3 جزيره اشغالي از سوي ايران خوانده شده)! حمايت كرد. شوراي فدرال روسيه در عين حال از ايده تشكيل يك كـمـيـتـه پـارلـمـانـي امـاراتـي، روسـي و ايـرانـي بـراي بررسي مـوضـوع جـزايـر سـه گـانه ايراني حمايت كرده است. اين ادعـاهـا از سـوي سـرگـئـي مـيـرنـوف رئيس شوراي فدرال‌روسيه در نشستي با هيات شوراي ملي فدرال امارات به ريـاسـت عـبدالعزيزالغرير رئيس اين شورا و هيات شوراي فدرال روسيه ايراد شد. ميرنوف منطقه خليج فارس را يك منطقه حساس خواند كه اوضاع سياسي آن به صلح و امنيت در سراسر جهان تاثير مي گذارد. وي ادعا كرد كه حل صلح آمـيـز مـسـاله جزاير سه گانه به حفظ صلح و امنيت منطقه كمك مي كند و روسيه آماده است از تمام تلا‌ش خود براي راه حل صلح آميزي در خصوص اين جزاير استفاده كند. الغرير نيز با تاكيد بر روابط امارات و روسيه گفت:روسيه مي تواند نقش قابل توجهي در ميانجي گري ميان امارات و ايران در خصوص جزاير سه گانه ايفا كند.

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 22:36 | |

        شرحی از تجمع 10 اردیبهشت 1387

به نام خداوند جان و خرد

 

این است رژیم مردم سالار اسلامی...!

 

مبارزه با آرمان های ایرانی در پایتخت ایران

 

شرحی از تجمع 10 اردیبهشت 1387

 

به واقع آنچه که در حاکمیت فرقه ای مشخص نیست مرزها و محدوده هاست. چرا که با آمیختن ارزشها و منافع نظام اسلامی-فرقه ای فعلی ایران با ارزشها و منافع ملی و ناسیونالیستی ایرانی، ایشان تعاریف تازه ای از منافع ملی که همانا منافع نظام است ارائه داده اند. در هیچ کجای دنیا، طلب منافع ملی و دفاع از تمامیت ارضی جرم محسوب نشده و همواره از سوی دولت و حکومت کشور مزبور نیز حمایت می شود. هرچند که دفاع از تمامیت ارضی در تمامی نقاط دنیا در ید دولت و حکومت بوده و کار به اعتراضات مردمی نمی کشد.

 

 

                

 

اما از آنجا که جمهوری اسلامی نظام تضادها و شگفتی هاست، و ایران، ایرانی و جهان در تعاریف ایشان کاملا متفاوت از آنیست که تعاریف ایرانی و جهانی ارائه می دهند، بار دیگر این نظام شگفتی ساز جهان را به خود متوجه ساخت. جمهوری اسلامی، بار دیگر، لکه ننگی در دامان خود گذاشت و با مبارزه علیه اعتراض به نام خلیج فارس و ادعاهای اعراب در مورد جزایر سه گانه، در روز خلیج فارس، ایرانیان معترض را مورد ضرب و شتم قرار داد.

 

 

 

در روز دهم اردیبهشت 1387 تجمع بزرگی در مقابل سفارت کشور امارات عربی متحده در تهران برگزار شد، فراخوان این تجمع که از ماه های پیش از طریق سایتها و رسانه های برون مرزی اعلام شده بود به دعوت حزب پان ایرانیست انجام شد که ایران دوستان نیز از سراسر ایران و به ویژه از خوزستان و آذربایجان و شهرهای اهواز، رامهرمز، دزفول،تبریز، شاهین شهر و... به ندای پان ایرانیست فریاد وطن سرداده و در روز مقرر در ساعت 11 صبح در مقابل سفارت و کنسولگری امارات حضور به عمل رساندند. زنان و مردان از هر گوشه ایران که مهر وطن در دل داشتند، آمده و با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای وطن پرستانه از قبیل، "پیش تا مرز خویش"، "خلیج فارس همیشه فارس می ماند" ، "فلات ایران به زیر یک پرچم"و... و همچنین با خواندن سرود "ای ایران"، اعتراض خود را در مقابل سفارت اعراب حاشیه جنوب خلیج فارس به گوش ایشان رساندند.رسانه های خبری جمعیت حاضر در تجمع را نزدیک به هزار نفر تخمین زده و با پیوستن مردم در حال تردد در خیابان ولیعصر و خیابان ظفر به جمع ایران دوستان جمعیت را در اواسط  وتا پایان تجمع بالای هزار نفر اعلام داشتند.

سروران بلند پایه حزب پان ایرانیست و تمامی اعضای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از اولین ساعات شروع تجمع  در جمع معترضین حضور به عمل رسانده و در ضمن نظارت بر روند تجمع و برقراری نظم در بین حاضران اعتراضات خود را نسبت به ادعاهای واهی کشور امارات اعلام داشتند.

متاسفانه مامورین امنیتی و لباس شخصی ها از اولین دقایق  تجمع اعتراض آمیز نسبت به حقوق ملی ایران، با برخوردی به دور از ادب و شان ایرانی و انسانی سعی بسیاری داشتند تا اعتراض را به آشوب کشانده و نظم عمومی را برهم زنند. مامورین وزارت اطلاعات، با حمله و فحاشی به معترضین و گرفتن پلاکاردها و شعارهای در دست معترضین و با فرستادن افرادی برای به راه انداختن دعوا در بین جمع ، از اولین دقایق شروع تجمع به ممانعت به روش خود پرداختند.

در ساعت 11:20 صیح پلیس دیپلمات و مامورین لباس شخصی خواستار  پایان تجمع شده و افراد حاضر را به سمت خیابان ولیعصر و دور شدن از مقابل سفارت مجبور کردند. افراد حاضر در تجمع نیز با خویشتن داری در مقابل الفاظ و لحن بی ادبانه لباس شخصی ها و مامورین نیروی انتظامی از ایشان دلیل ممانتع از این اعتراض را جویا شدند، که مامورین هیچ جواب منطقی در سوال ایشان نداشتند.

حاضرین در تجمع از پراکنده شدن اجتناب کرده و خیل عظیمی از عاشقان ایران با فریاد های ایران... ایران و سر دادن ترانه وطن، ای ایران،  به سمت میدان ونک راهی شدند.که در این حرکت عظیم مردمی، افراد عبوری از این صحنه نیز به این سیل عظیم ایران دوستان پیوسته و ایشان را تا میدان ونک همراهی نمودند. تجمع اعتراض آمیز از میدان ونک تا خیابان ظفر و تا خیابان سئول همچنان به صورت های پراکنده و دسته های بزرگ معترضین ادامه داشت که وحشی گری نیروی پلیس رژیم و مامورین وزارت اطلاعات به اوج خود رسید. حال آنکه چرا از مامورین ضد شورش در مقابل مردم بی دفا استفاده شد خود جای سوال دارد، اما بعد از آن تنها ضرب و شتم نیروهای امنیتی و انتظامی بود که دیده می شد.

دسته ای از معترضین که به سمت میدان ونک رفته بودند، با فشار نیروهای انتظامی و بعد از درگیری با آنها در میدان ونک ، دوباره به سمت خیابان ظفر آمدند، و عده ای دیگر از حاضرین نیز که در تقاطق خیابان ظفر و ولیعصر ایستاده بودند به سمت ایشان روانه شدند ، که نیروهای انتظامی و اطلاعاتی برای جلوگیری از این پیوستن جمعیت دست به خشونت زده و به سوی مردم حمله ور شدند.  پلیس های موتور سوار از سمت بالا و نیروهای پیاده ، از سمت پایین مردم را محاصره کرده و به کتک زدن ایشان پرداختند، عده ای از جوانان مقاومت کرده و برخی ها  توانستند زنان و دختران حاضر را از این محاصره فراری دهند و از کوچه و خیابان های فرعی، از صحنه خارج سازند. بعد از آن تنها صدای فریاد ملت و فحاشی نیروهای امنیتی و انتظامی بود....

تجمع از ابتدای آن از ساعت 11 تا حدود ساعت 1:30 ادامه داشت و بعد از پراکنده کردن مردم معترض به ادعاهای اعراب، میدان ونک تا خیابان ظفر و بالاتر از خیابان ظفر نیز مملو از نیروهای انتظامی و لباس شخصی بود که در اتومبیل های خود نشسته و کنترل شدیدی را آغاز کرده بودند.

در این جریان، سرور آرش کیخسروی، از سروران کوشا در مکتب پان ایرانیسم و حزب پان ایرانیست، بدون هیچ جرمی توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده و به کلانتری خیابان گاندی انتقال داده شدند که با پی گیری مصرانه شورای عالی رهبری و سرور حجت کلاشی(مسئول جوانان حزب پان ایرانیست) در بعد از ظهر روز بعد، با قید شرافت، نه کفالت، نه ضمانت و ندامت نامه، بلکه بنا به آزادگی و شرافت خود و خرد کردن نیروهای زورگوی دولتی، آزاد شده و به آغوش گرم خانواده برگشتند.

هدف از این اعتراض ، جوابی در یاوه گویی های کشور امارات عربی بود که حتی تاریخ تاسیس آن توسط انگلیسی ها به اندازه تاریخ مرزبندی استان های ایران نیست(مرز بندی استانهای فعلی ایران در سال 1316 انجام پذیرفت و بعدها و در سالهای بعد تغییراتی در آن داده شد) و تاریخی کمتر از 40 سال دارد. حکومت فرقه ای و دولت وابسته به آن در جواب این یاوه گویی ها نه تنها موضع گیری صریح و صحیحی ارائه ندادند ، بلکه با عملکر نادرستشان در قبال مسائل جزایر سه گانه و مناقشات بین المللی منافع ملی ایران را به خطر انداختند.زمانی که رئیس جمهوری ایران در زیر نام خلیج عربی می نشیند و سخنگوی وزارت امور خارجه حرف از تغییر نام خلیج فارس به خلیج دوستی می زند، پس باید منتظر این چنین ادعاهایی نیز باشیم.

و متاسفانه دردناکترین بخش تجمع اعتراض آمیز علیه امارات ، برخورد نیروهای انتظامی و امنیتی بود که متاسفانه ایشان نیز ایرانی خوانده می شوند. ایرانیانی که نه تنها از جنگ 8 ساله اعراب علیه کشور اهوراییمان درس نگرفتند ، بلکه با زیر پا گذاشتن آرمان های ایرانی دست به قمار بزرگی بر سر منافع ملی کشور زده اند.

 

 

 

       سرور ابوالفضل عابدینی

       سرور یزدی سخنگوی حزب پان ایرانیست و عضو شورای عالی رهبری در میان جمعیت

       سرور جعفری عضو شورای عالی رهبری حرب پان ایرانیست در میان جمعیت

       سرور باغبانی از تشکیلات خوزستان

       سروران گرانقدر تشکیلات خوزستان در جلوی جمعیت-سرور خلفی -ناصر-شریفی-باغبانی

      

      

       

 

 

            

                      

 

 

     

 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 21:55 | |

        دانلود گفتگوی سرور کلاشی با کانال پارس

 

 گفتگوی سرور حجت  کلاشی مسئول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

با دکتر  ایمان فروتن از جنبش ایران فردا در کانال پارس

 

دکتر فروتن

شب ۳۱ فروردین سرور حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست در کانال

ماهواره ای پارس با آقای ایمان فروتن از جنبش ایران فردا گفتگویی داشتند.این گفتگو پیرامون بیانیه

 سازمان جوانان حزب پان ایرانیست وفراخوان گردهمایی بزرگ در برابر سفارت امارات عربی متحده

در پاسخ به ادعای واهی نسبت به سه جزیره تنب بزرگ ،کوچک و ابوموسا بود که فایل های آنرا

می توانید در زیر دانلود کنید.

                                                           *****

مسئله اساسی واولیه ما فراتر از موضع گیری های فلسفی گونه برخواسته از موضع گیری های موقت سیاسی است. مسئله ما مسئله ایران است،ما ملت ایران را دعوت می کنیم که ابتدا و اولاً با توجه به ضرورت زمان به ایران بیاندیشند یعنی ما میخواهیم بگوییم ایرانیها می بایستی فضیلت اندیشیدن به ایران را بدست بیامورند.مسئله اصلی حزب پان ایرانیست و همه وطن پرستان در این برهه زمانی بدست آوردن فضیلت اندیشیدن به ایران است.

                                     *****************************************

برای دانلود دانلود گفتگو کلیک کنید

 تصویری wmv کیفیت بالا– 6.5 مگابایت 

                              تصویری wmv - کیفیت پایین -3.5 مگابایت 

صوتی  wma با گنجایش 700 کیلوبایت

همه به ایران بیاندیشیم و در گردهمایی بزرگ ایرانیان شرکت جوییم

دیدار با همه ایرانیان میهن پرست در 11 صبح سه شنبه 10/2/1387

   نشانی : خیابان ولیعصر ،تقاطع ظفر، خیابان دستگردی، سفارت امارات عربی متحده

 

               برگرقته از وبلاگ فیلتر شده تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان                 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 12:20 | |

        جزایر سه گانه ایرانی و ادعاهای واهی امارات:

 
 

     

           

ایرانیان وطن پرست همچون آرش بر قله ای افتخار خواهند ایستاد و

تیری بر پیکره طمع ورز اعراب فرود خواهند آورد تا دگر هیچ

یغماگری هوس نگاه نا پاکی به این خاک مقدس نکند .

 

با حضور پر شور در این تجمع عظیم ملت ایران که به دعوت

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست برگزار می گردد به اعراب نشان

خواهیم داد که تا جان در بدن داریم از ذره ذره این موهبت الهی دفاع

خواهیم کرد و یکبار برای همیشه تکلیفشان را روشن خواهیم

نمود. ما ایرانیان وطن پرست ۱۰ اردیبهشت را به روزی مبدل خواهیم

کرد که اعراب از فرا رسیدن آن روز وحشت داشته باشند .پس:

 

پیش بسوی یکپارچگی ایران زمین

پیش بسوی کوتاه کردن دست یغماگران

پیش بسوی ایران بزرگ

در تجمع روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۱ مقابل

 سفارت امارات

 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 12:40 | |

        گفتگوی صدای آمریکا با سرور ابوالفضل عابدینی پیرامون دستگیری بهرام آبتین

گفتگوی۲۳ فروردین صدای آمریکا با سرور ابوالفضل

عابدینی پیرامون گردهمایی اعتراضی در برابر سفارت امارات و

دستگیری دستگیری بهرام آبتین

بهرام آبتین مسئول کانون فرهنگی لر بختیاری ایران زمین 

برای دریافت گفتگو کلیک کنید ۴.۷ مگابایت

کانون فرهنگي لر بخياري ايرانيان و جمعي از اعضاي حزب پان ايرانيست صبح روزپنج شنبه ۲۲/۱/۱۳۸۷ از ساعت ۱۱ صبح تا ۱۳ دراعتراض به ادعاهاي واهي مالکيت امارات متحده ي عربي نسبت به جزاير ايراني در مقابل سفارت اين کشور تجمع کردند. شرکت کنندگان در اين تجمع پلاکارت هايي در دست داشتند که بر روي آنها شعارهايي  نوشته شده وبر مالکيت تاريخي ايران بر جزاير سه گانه تاکيد و ادعاهاي اعراب خليج فارس را محکوم مي کرد .همچنين از سوي کانون لر بختياري ايران نيز کيکي به مناسبت سي و هفتمين سال تاسيس کشور امارات تهيه واز سفير امارات خواستند تا آن را تحويل بگيرد که سفارت از تحويل آن خودداري کرد .
اين تجمع  بصورت کاملا مسالمت آميز تا ساعت سيزده ادامه داشت .در پايان تجمع ماموران نيروي انتظامي تهران بهرام آبتين رييس کانون لر بخياري به همراه ساير بازدشت شدگان منجمله حجت کلاشي ، هومن اسکندري و آرش کيخسروي به کلانتري گاندي برده و پس از چندين ساعت بازداشت  و آزادي ساير بازداشت شدگان آقاي آبتين را تحويل ماموران وزارت اطلاعات داده واو رابه بند ۲۰۹زندان اوين منتقل کردند.هنوز از اتهامات وعلت بازداشت وي خبري در دست نيست. همچنين ماموران انتظامي در اين تجمع اقدام به ظبط دوربين خبرنگار هفته نامه آمرداد نمودند
.

فراخوان همگانی سازمان جوانان حزب پان ايرانيست برای گردهمایی در برابر سفارت امارات ۱۰ اردی بهشت ماه ۱۳۸۷کلیک کنید

 

بازتاب گزارش سرور عابدینی در تارنمای دیگر

ایران پرس نیوز - رييس کانون فرهنگی لر بختياری روانه بند 209 زندان اوین شد

کمیته بین المللی نجات دشت پاسارگاد

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

بهرام آبتین را آزاد کنید- روزنامک

ایران امروز

تارنمای کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان

 

 به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي

پاينده ايران 

 

برگرفته از تارنگار تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 17:41 | |

        روز ملی خلیج همیشه فارس

 

تجمع اعتراض آميز گسترده در 10 اردیبهشت در مقابل سفارت امارات در تهران

این تجمع در روز ملی "خلیج همیشه فارس" و در پاسخ به ادعاهاي واهي مالکيت امارات متحده ي عربي نسبت به جزاير ابو موسی ُ تنب کوچک و تنب بزرگ ، در ساعت 11 روز سه شنبه 10 اردیبهشت 1387 در برابر سفارت امارات متحده عربی در تهران برگزار خواهد شد...

تبریز نیوز:سرویس سیاسی: تجمع اعتراض آمیز گسترده ای در پاسخ به ادعاهای موهن و بی اساس امارات متحده عربی و چند شیخ عرب در خصوص سه جزیره همیشه ایرانی ، در برابر سفارت این کشور در تهران برگزار خواهد شد.

"سازمان جوانان حزب پان ايرانيست" با صدور اطلاعیه ای از مردم ایران خواسته است تا در تجمع اعتراض آمیز که در روز ملی "خلیج همیشه فارس" و در پاسخ به ادعاهای پوچ و واهی کشورهای عربی ، در ساعت 11 روز سه شنبه 10 اردیبهشت 1387 در برابر سفارت امارات متحده عربی در تهران برگزار خواهد شد شرکت کنند.

در این اطلاعیه، پيام ها و اعلاميه هاي پيشين و ايجاب ضرورت هاي ملي و نيز بروز و ظهور حركت هاي خودجوش مردمي در دفاع از تماميت ارضي ایران كه نشان دهنده پرواي جامعه مدني به منافع ملي و سرزميني و درك اين امر خطير و بالا گرفتن درخواست هاي عمومي از حزب پان ايرانيست كه خواهان نمايش و ظهور حركت هاي مردمي در قالب رسمي بوده ، از جمله دلایل دیگر برای برگزاری این تجمع نامیده شده است.

همچنین ، سازمان جوانان حزب پان ايرانيست از همه گروه ها ، احزاب ، سازمان ها و NGO ها خواسته است تا  با صدور فراخوان هايي براي این تجمع ، روز10 ارديبهشت را به روز نمايش "اراده ملي" در دفاع از "تماميت ارضي و سرزميني"، تبديل كنند.

 

persian gulf

persian gulf

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 22:31 | |

        بيانيه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پيرامون اجلاس سران اتحادیه عرب

 

 

به نام خداوند جان و خرد 

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست جهت گیری و بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب را که در آن ادعاهای واهی امارات در قبال تمامیت ارضی ایران تکرار شده (كليك كنيد) به شدت محکوم و آن را مصداق بارز اقدام علیه امنیت و صلح جهانی و منطقه ای قلمداد کرده و نسبت به عواقب وخیم آن هشدار می دهد.

جهان به اصطلاح عرب و هر جهان واقعی یا کذایی دیگری میبا یست بدانند;انگشت هاي شومي كه به سمت تماميت ارضي ايران اشاره رود با اراده ملت ايران قطع خواهد شد.

با مشاهده چنين رفتارهاي نامسالمت آميز و نيت هاي تجاوزطلبانه بديهي است كه از سوي سازمان جوانان حزب پان ايرانيست در راستاي مواضع اعلاميه پيشين اقدامات مقتضي به منصه ظهور خواهد رسيد.

شامگاه ۱۱ فروردين ۱۳۸۷

بازتاب اين بيانيه در تارنماي خبري كوروش نيوز

به مناسبت درگذشت فريدون آدميت - نوشتاري از تارنماي حماسه چالدران

 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 22:27 | |

        جشن سوری (بر گرفته از تارنگار روزنامک)

آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

نیلوفر و مسعود لقمان 

شب آخرین چهارشنبه سال برای بیشتر ایرانیان، شبی خاطره انگیز است. شبی که ایرانیان با افروختن آتش در بام ها و صحن خانه ها، کوچه ها، خیابان ها و بیابان ها به نبرد با تیرگی ها و تاریکی ها می روند.

آتش برای ایرانیان تقدس ویژه ای دارد. ضمیر ناخودآگاه جمعی آنها، روزگاری را به یاد دارد که نیاکانشان به سوی آتش نماز می بردند و از میان شعله های افسونگر آن _ که چون دختران رقاص معابد هند، نیایشگران را به خلسه ای دلنشین فرو می برند _ خداوند مهر و خرد "اهورامزدا" را می جُستند.

                                                                           باقی در ادامه مطلب


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 15:5 | |

        جشن سوری

 

چشن سوری

 

اين جشن كه براي استقبال از نوروز است بدون ترديد يك سنت ملي و ميهني  است . ولي روز چهارشنبه آن بر طبق اسناد كهن پس از اسلام به روي آن گذاشته شده است . زيرادر ايران پيش از اسلام روزهاي به اين صورت ناميده مي شدند : هرمزد روز , بهمن روز , ارديبهشت روز و . . . پس چهارشنبه بر اين باور تازيان كه روزي نحس است بروي جشن چهارشنبه سوري گذاشته شد . (والاربعا يوم ضنك و نحس ) . منوچهري دامغاني در اين باره ميگويد


ادامه نوشتار

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 22:0 | |

        بیانیه تاریخی حزب پان ایرانیست

 

 

 

آنچه هست ... آنچه بر ما مي گذرد...

 

 

1- مرد بي‌همتاي تاريخ معاصر ايران، سرور محسن پزشكپور كه تمامي عمر خود به راه سرافرازي ايران مؤمني پايدار بوده و لحظه‌لحظه‌ي عمر خود براب احقاق «همه‌ي حقوق» ملت ايران بانگ برآورده؛ چندي است با سن 80 سالگي و بيماري ناشي از سكته‌ي مغزي در بستر بيماري است. بستري كه امروز تبديل شده به تريبوني كه محسن پزشكپور از آن، دردها و رنجهاي ملت ايران را لحظه به لحظه، دقيقه به دقيقه و آن به آن بر زبان آورد و سكون و ايستايي نشناسد؛ فرزندان ايران را فرا بخواند كه به ايران بيانديشيد و ياران خود را به كوشش براي پايندگي و سربلندي و سرافزاري ايران!

برخي از ياران حزبي و نهضت پان ايرانيسم بنا به سنت «قدرشناسي» كه برآمده از فرهنگ رخشاي ايراني و سپارش رهبرشان «پندار بزرگ» است بر آن بودند كه بزرگداشتي براي اين فرزند شايسته‌ي مادر ميهن كه در راه آن همه‌ي حقوق اجتماعي‌اش به غارت رفته و خم به ابرو نياورده، برگزار كنند. اين نيت كافي بود كه دستگاه امنيتي با اين فرض كه اين بزرگداشت به كنگره‌ي حزبي منجر خواهد شد؛ دست به ارعاب و تهديد و احضار ياران حزبي بزند!

به بانو زهرا غلامي پور (صفاپور) زني وطن خواه پا به سن گذاشته، در اين شرايطي كه منفعت هاي شخصي راهبرنده‌ي افراد و گروههاست، هيچ نكرده و هيچ نخواسته جز سر بلندي ايران وايراني، از طريق تماس تلفني، هشدار جدي داده شد كه مبادا خانه‌ي خود را در اختيار دوستان براي برگزاري كنگره قرار دهد! راستي آدمي با چه رويي مي‌بايست به شيرزني كه به سرزمينش و به فرزندان وطنش مي‌انديشد، چنين گستاخي و بي‌آزرمي كند و از در ستيزش با زني تنها بر آيد!؟ همين كردار با سرور مجيد ضامني شوهر خواهر سرو محسن پزشكپور، كه به همراه خانواده‌ي فداكار خود رسالت نگهداري از رهبرشان را به عهده شناخته و بردوش به نيكي گرفته‌اند، تكرار شده و عجبا كه ايشان را هشدار داده‌اند، خانه‌اش را پلمپ كرده و آجر چينش خواهند كرد.

سروران حسين شهرياري، رضا كرماني ، به دستگاه امنيت شهرستان كرج فراخوانده شده و رويه‌ي نا انديشيده‌ي دستگاه يعني ترساندن كه بند است و كند شما را سزاوار تكرار شده. بر مركب تهديد نشسته سخت تاخته‌‌اند كه نشان دهنده مائيم و قدرت ناپايان و بدانيد «از حلب تا كاشغر ميدان سلطان سنجر است» و از اين سياق عبارات ناسنجيده با رانيده‌اند نه بر سر تهم‌تنان خماننده‌ي كمان پيل‌تنان، بل بر سر كساني كه دو تن از آنان بالاتر از 70 و اندي سال دارندو البته بي‌سليح و مريح!

2- اما كنگره‌ي پان ايرانيستها چيست و جلوگيري و ترس دستگاههاي امنيتي از برگزاري آن از چه روي است؟‌

در اساسنامه‌ي حزب پان ايرانيست مصوب 1381 (كنگره‌ي نهم حزب) در ماده‌ي چهارم فصل دوم، اركان حزب پان ايرانيست به اين صورت دانسته شده است:

الف. كنگره‌هاي عادي و فوق العاده           ،           ب. شوراي عالي رهبري

ج. دبير كل و سازمان‌هاي تشكيلاتي                     د. شوراي داوران

در ماده‌ي پنج فصل دوم، در چه بودگي كنگره‌ي عادي چنين مي‌خوانيم : «كنگره‌ي عادي حزب پان ايرانيست مجمعي است متشكل از اعضاي رسمي حزب كه هر سه سال يك بار – ترجيحاً در شهريور ماه – تشكيل مي‌شود. حداقل اندامان شركت كننده در كنگره نبايد كمتر از 60 نفر نمايندگان منتخب اعضاي حزب در سراسر كشور باشند.

ماده‌ي شش اساسنامه نيز مي‌گويد : «كنگره‌هاي حزبي با شركت نمايندگان اندامان رسمي حزب برگزار مي‌گردد كليه‌ي شركت كنندگان در كنگره داراي حق راي مساوي هستند». در ماده‌ي هفت وظايف كنگره‌ي عادي به اين صورت بيان شده است :‌

الف. شنيدن و بررسي گزارش‌هاي شوراي عالي رهبري و دبير كل حزب

ب. شنيدن و بررسي گزارش داوران

پ . بررسي فعاليت‌هاي گذشته و تعيين خط مشي آينده

ت. حذف، افزايش يا اصلاح ماده يا موادي از اساسنامه

ث. انتخاب اعضاي شوراي عالي رهبري و داوران

جـ. بررسي وتصويب هر موضوع ديگري كه كنگره لازم بداند.

همانگونه كه روشن است در كنگره هيچ عمليات خارق العاده اي رخ نمي دهد و به طور مطلق و صرف به مسايل داخلي تشكيلات مربوط مي‌باشد. بديهي است كه يك تشكيلات مي‌بايست در برهه‌هاي زماني معيني عملكردها، خط مشي‌ها، استراتژي و تاكتيك خود را مورد بازبيني و ارزيابي قرار دهد. به اين توجه كند آيا كارگزاران توانسته‌اند به بايسته‌هاي خود عمل كنند. آيا راه را درست رفته. كرده‌ها و گفتارها و نوشتارهايش بر پايه‌ي آرمانها و رهنمودهاي كنگره بوده است و ... از سوي ديگر آيا تحليل ها و نگرش‌هاي كلي حركت - حزب - مطابق با واقعيات بوده و يا نياز به بازبيني و اصلاح دارد. چه راهي را مي‌بايست براي مدت معين ديگر - مثلاً سه سال - در پيش روي داشت و چه كساني مي‌توانند ظرفيتها و توانهاي لازم براي رسيدن به چشم اندازهاي ترسيم شده را پديد آورند. همانطور كه ديده مي‌شود هيچ كدام از اين مسائل اولاً و با لذات مربوط به امر بيروني نبوده و به امور داخلي حزب مربوط هستند. از سوي ديگر بسياري از اين كارها را مي‌توان بدون برگزاري كنگره نيز انجام داد، اغلب چنين نيز مي‌شود بايد دانست كه كنگره حالت رسمي داشته و سندش منتشر مي‌شود، بنابراين در معرض نقد و افكار عمومي قرار مي‌گيرد و اين اهميت دارد. اما پرسش اينست كه جلوگيري حكومت از اين گردهم آيي از چه بابت است؟ چگونه است كه حكومت نيروهاي انتظامي تا امنيتي را براي برخورد با افرادي كه بدون صلاح و بدون هيچ گونه تشبث به عملي كه وهني بر نظم عمومي يا امنيت وارد كند و در يك مكان سربسته‌اي خواهان رسيدگي به امور داخلي خود هستند؛ بسيج مي‌كند.

در سال 1384 حزب برپايه‌ي اساسنامه‌ي خود خواهان برگزاري كنگره‌ي عادي دهم خود شد. كميته ي برگزاري كنگره قريب به 500 نفر از نمايندگان اندامان رسمي و ميهمانان را براي كنگره با ارسال كارت رسمي دعوت كرد از چند روز پيش از روز برگزاري كنگره دستگاه امنيتي ياران و اعضاي شوراي عالي رهبري را تحت فشار جدي قرار داده و هشدار داد كه با تمام توان از برگزاري كنگره جلوگيري خواهد كرد. شوراي عالي رهبري بدون توجه به تهديدها، تصميم به برگزاري كنگره گرفت. صبح روز جمعه هنگامي كه ياران خواهان ورود به محل برگزاري كنگره بودند، با مقاومت نيروهاي امنيتي مواجه شدند كه محل را به محاصره در آورده و از ورود افراد به محل كنگره جلوگيري مي‌كردند!

از آنجايي كه شوراي عالي رهبري مبنا را بر عدم درگيري و مقاومت فيزيكي گزارده بودند، ياران جداجدا و نه به قصد برگزاري كنگره به محل سكونت محسن پزشكپور رفتند كه با كمال تعجب آنجا نيز پس از دقايقي به محاصره درآمده و نيروهاي امنيتي با ورود به محل بر تخليه‌ي محل پافشاردند.

نزديك به يك سال پس از آن رخداد، شورا دوباره خواهان برگزاري كنگره شد. البته اينبار با شكلي دگرگون و در ابعادي محدودتر. اما با كمال تعجب اينبار نيز قبل از برگزاري كنگره هشدارهاي تهديد آميز به دوستان و ياران حزبي آغازيد و بصورت رسمي عنوان شد كه نحوه‌ي برخورد بسان گذشته بوده و از برگزاري كنگره جلوگيري خواهند كرد. طبيعي بود كه شورا جانب عدم برگزاري كنگره را بگيرد و چنين نيز كرد.

چهارشنبه و پنج شنبه (15 و 16 اسفند) نيز بر آن منوال آنان برگزاري بزرگداشت را محتمل دانستند كه به كنگره ختم خواهد شد و بسان گذشته اقدامات خود را آغازيدند. اما پرسش اينست كه اين رويكرد و كنشها از چه منطقي پيروي مي‌كنند كه هر باره تكرار مي‌شود؟ و چه پيامي براي جامعه دارد و چه عواقبي؟!!

3- حزب پان ايرانيست بر پايه‌ي نهضت پان ايرانيسم، بيش از شش دهه است كه پا به ميدان سياسي و كوششهاي اجتماعي ايران گزارده و واكنشي است بر سير قهقرايي حيات ايران زمين كه تجزيه هاي خونين بار بخشهايي از آن ز همديگر، نشانه‌هاي ان زوال مي‌باشند. زوالي كه با فساد اخلاقي و فروپاشي فضيلتها و رخت بربستن دانش از اين سرزمين پرگهر همراه مي‌بود و خود از آن بر مي‌خواست. حزب پان ايرانيست افراد جامعه‌ي ايراني را فاعلان حقيقي برون رفت  از اين «چاه نژند» دانسته و از اينروست كه به «دانش نوآئين» كه از آن معرفتي نو و فضيلتي كه لازمه‌ي چنين حركت مهم تاريخي باشد برخيزد، مي‌انديشد و در حوزه‌ي رابطه‌ي دولت و مردم بر آن است كه مي‌بايست خاستگاه حكومت‌ها ملت بوده و نيز مي‌بايست فرزندان وطن از قدرت خودسر و بي مسؤوليت حكومتها آزاد باشند و حكومتها به قانون كه همانا فلسفه‌ي آن تأمين خير عموم  و منافع ملي است و افق آن نيز برون رفت از اين «چاه نژند» مشروط و محدود باشند. بديهي است كه اين نگاه و اين رويكرد در تقابل با كساني است كه به بازوي خويش فرمان مي‌رانند و بهر بازوي خود زر مي‌خواهند، و زر و زور سالاري را جانشين مردمسالاري مي‌كنند. نادانسته با مركب راهوار در مسير قهقرايي مي‌تازند و فسوسا كه فرازي مي‌جويند از راهي كه به فرودين مي‌رود و از راهي كه فراز آمدگان راست پائين مي‌روند.

اما حزب پان ايرانيست نحوه‌ي مبارزه‌ي خود را بر روشنگري نهاده است و مي‌كوشد وجه فساد ‌نظرها و عملهاي هيأت‌هاي حاكمه را با نقادي منصفانه و سخته كه همانا منافع ملي سنجه‌ي آن است؛ روشن سازد آنرا باز گويد و امور را از آنجا و سرچشمه‌اي كه كج شده به اصلاح آورد و نيز كادرهاي توانمندي بپرورد كه بتوانند با اين بينش به كارهاي بايسته نيز توانا باشند. اگرچه اين روش اصولي، سختيهاي بسياري را براي ياران پان ايرانيست به همراه آورده از كشته شدن تا كند و زنجير و زندان و گاه هجرت از خاك پاك وطن، اما هنوز ياران هم‌پيمان، بر اين پا بوده و از آن كناره نگرفته اند و شگفتي اين پايداري، كه از خردي روشن برخاسته، آنكه؛ در آن زمان كه مبارزه با گلوله‌هاي سربي و انقلابي تنها نشانه ي مبارز و بر حق بودن مي‌بود پان ايرانيستها روشها و رويكردهاي خود را كنار ننهاده و برتند باد انقلابي گري نپيوسته و آماج خويش را فرو نهليدند و بر آن ماندند كه هر كاري را پيمانه‌ي ويژه‌ي آن باشد.

رويكردهاي هيأت حاكمه در برابر پان ايرانيست‌ها نشان مي‌دهد كه پس از سه دهه، هنوز حكومتگران نمي‌توانند مشي اصولي و سنجيده‌ي پان ايرانيست‌ها را برتابند در حالي كه بر آنان سخت تنگ گرفته اند و شمشير دامولكس را از دست فرشته‌ي عدالت به ستم گرفته و بر گلوي پان ايرانيستها نهاده‌اند و اين رفتار در آستانه‌ي برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي تكرار مي‌شود. انتخاباتي كه هيأت حاكمه آن را بعنوان بازنمود دموكراسي و نشانه‌اي از آزاديهاي مدني مي‌خواند. اما اين نحوه‌ي برخورد و اين جامه‌ي پولادين بي‌دست و پايي كه بر قامت رخشاي آزادي دوخته‌اند به روشني نشان مي‌دهد كه همه‌ي اين هاي و هوي‌ها چيزي نيست جز آهو گرداني و فريفتن چشم‌هاي به دوران افتاده كه از بسياري از بازي به دور افتاده‌اند. آري در منظر حقيقت بينان منصف اين آزادي نيز بت دست ساخته‌ي استبداد است كه هر لحظه بتي سازد و هر وقت كه خود مقتضي داند و باشد دست در آستين اين مجسمه‌هاي بي روح كرده و به حركت وا مي‌دارد و الا چگونه مي‌توان اين سركوب‌ها و آن شعارها را گرد هم آورد. مي‌خواهند بر قلبها حكومت رانند همان سان كه در حكومتهاي مبتني بر خير عموم رسم است و شيوه. در آن حكومتها با فرشته‌ي عدالت و روح منفعت ملي قلبها را تسخير مي‌كنند بي‌آنكه بر پوستها شكاف اندازند، اما در استبداد اگر قلبها به سخن رام نشد استخوانها را مي‌شكافند تا قلبها را تسخير كنند. آگاهان هشدار مي‌دهند كه اين سرمستي نوشين شب هوده‌ي بي‌هوده‌ايست كه سردرد هنگام دوش و پايان ناله‌ي مرغ سحر سرانجام آن است. شعر روز گار ديگر با اين قافيه پيش نمي رود. قافله سالار سخت قافيه باخته است و بانگ جرس قافله با قافيه‌ي استبداد سخت ساز ناسازي كوك كرده و داستان امروز و فردا در اوزان ساخته‌ي استبداد نمي گنجد و در بدان لنگه نمي چرخد.

جداي از آن اين برخوردها از شكافي ژرف ميان شعور و شعار و عمل هيأت حاكمه نيز خبر مي‌دهد. جبر واقعيتهاي ملموس زمان حاكمان را به نكته‌ي حساس اتحاد ملي كه مقدمه‌ي لازم براي حداقل بقاء و دوام يك ملت و مملكت است دلالت كرده است و امسال كه مزين به نام «اتحاد ملي» مي‌بود به پايان مي‌رسد و سال اتحاد ملي سپري مي‌شود همانگونه كه سال عدالت، عزت و ... سپري شد و افسوس كه اين سال و اين سالها چه بي‌بر گذشت. به حكايت آن يخ فروش مي‌ماند كه باري از يخ داشت و آفتاب تموز بود؛ پايان كار به افسوس پشت دست مي‌خوائيد و مي‌گفت : «نفروختيم و تمام شد»! اين برخوردها نشان مي‌دهد؛ اگرچه اين مفاهيم در عالم معني رخ نموده‌اند اما سيستم از اين معنا تخالف دارد و اساساً براي شناخت اين مفاهيم طراحي نشده است و در ژرفاي جدايي ميان شعور و عمل آنچه ميدان فراخ يافته همانا شعار است و آنچه از شعارها برخاسته سخت تنك و كم مايه! مگر اتحاد ملي را كه از كردار و رفتار هيأت حاكمه موريانه بر بنيان استوار آن افتاده؛ مي‌توان بي‌آنكه مقدمات كافي و بايسته فراهم آورد؛ خستگي زدود و تيمار داشت. چه معني دارد روح اتحاد ملي را از جامعه‌اي گرفتن و به طنابهاي پوسيده دل خوش كردن. اتحاد ملي را روحي مي بايست و سيستمي كه به اين روح قائم وزنده باشد و كردارش بازنمود آن روح. از اين روست كه در برزخ شعور و عمل در ميدان گسترده‌ي شعار، در سال اتحاد ملي، بر وطن پرستان و خواهندگان اين اتحاد باز مي تازند و سخت مي گيرند و هنوز به ديده‌ي اغيار مي نگرند.

4- «ما بارگه داديم اين رفت ستم بر ما» آنانكه از دور بر حوادث مي نگرند يعني قاطبه‌ي اهالي اين مملكت پيش خود مي گويند اينانكه به راه خرد و به مشيء روشنگري راه پيمودند پيمانه‌شان را اين گونه مي پيمايند و از اين مقدمه نزد عموم اين بر مي آيد كه پس اين راهش نيست مي‌بايست پيمانه‌ي هيأت حاكمه را به پيمانه‌ي خود آنان پيمود و اين نتيجه ايست كه از رفتار و كردار هيأت حاكمه نصيب قاطبه‌ي اهالي مملكت مي شود و مي بايست به جد هشدار داد كه اين بري است كه از كاشته‌ي شما سر بر خواهد داشت. طوفان و گردبادي است كه آگاهان از آن بيم دارند و چون بر اين خانه برافتد نه تر شناسد و نه خشك!

راه را بر منصفان خردمند نبنديد و به پوسته‌ي تنگ نخزيد، آدمي به گوش فربه شود، پس گوشها را به سخنان حق باز كنيد و بگذاريد گام به گام آنچه بايسته‌ي حيات ماست پيوسته گردد.

5- ما به راه سرفرازي ايران و ايراني سربازاني وفادار و سوگند خورده‌ايم! ما مي‌روئيم و مي‌باليم و بالا مي گيريم.  سرشتمان روشني خواه و روشني جوست. ما فرزندان مبارزه‌ايم و سوگند به پرورگار بي‌همتا كه تن به ذلت نخواهيم داد و اين يك حقيقت شيرين براي ماست كه مبارزه به راه ملت ايران انحصار در كالبدهاي ما ندارد!

 

 

                                                                              پاینده ایران

                                                                               18/12/86

                                                                         حزب پان ایرانیست

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 20:15 | |

        ترکیه در میان دانشجویان ایرانی به دنبال چیست؟

 
پاینده ایــــران و ایرانی
حال از هر تباری
 
اگر شما یک آذری باشید و بخواهید در دانشگاه آنکارا یا استانبول ثبت نام نمایید با پذیرش شرایط پیشنهاد شده از سوی دانشگاه می توانید ملیت خود را به قیمت مناسبی به معرض خرید و فروش بگذارید و با شرکت در چند برنامه سیاسی که از سوی سیاستگذاران میت(سازمان استخبارات ملی ترکیه) تهیه شده،پس از اتمام تحصیلات به ایران برگردید و در جهت حفظ منافع دولت آنکارا در ایران فعالیت نمایید...
سالار سیف الدینی- روزنامه نگار در تبریز

 www.seyfodini.blogfa.com

 
"تمدن ها بنا می شوند.تمدن ها ویران می شوند. وقتی
تمدن ها بنا می شوند،باور کن که بنا می شوند.اما وقتی
ویران می شوند مثل بچه های جرزن که بازی رابه هم میزنند
سلاح بردار.وقتی همه مردم پوستین عوض میکنند،شخصیت
دیگری پیدا میکنند،چند نفرشان را میتوانی بکشی؟"
( اورهان پاموک،زندگی نو)
تبریز نیوز:سرویس یادداشت: سالار سیف الدینی : در جهان امروز هر کشوری تلاش دارد به هر روشی فرهنگ و رسوم خود را به جهان و کشورهای دیگر عرضه کند و حتی در صورت امکان از این راه سود مادی و اقتصادی از برای خود دست و پا نماید.اما کمتر موردی یافت می شود که دولتی از بودجه رسمی خود، از برای سرمایه گذاری برنامه ریزی شده جهت ایجاد جنبش های جدایی طلبانه میان ملت کشوری دیگر هزینه کند به ویژه اگر آن کشور، کشوری باشد همسایه و نیرومند که توانایی دفاع از مرزهای و یکپارچگی سرزمینی خود را دارد.
 دولت های دموکراتیک نه تنها برای ایجاد یا تقویت حرکت های جدایی خواهانه یا تروریستی در سایر مناطق از بودجه رسمی خود استفاده نمی کنند بلکه با آینده نگری سیاستمدارانه ای همواره هزینه های چنین سرمایه گذاری هایی را از منابع غیر رسمی(اگر نیاز باشد) به طوری که هیچگاه در اسناد و مدارک دولتی ثبت نشود تامین می نمایند. (یکی از این طرق استفاده از درآمدهای حاصل از مواد مخدر می باشد)
در این میان ترکیه شاید از نادر کشورهایی است که جهت سرمایه گذاری برنامه ریزی شده و با اهداف از پیش تعیین شده بر روی جوانان دانشجوی ایرانی سرمایه گذاری هایی انجام می دهد و البته این برنامه ریزی نیز هیچگاه پنهان و غیر رسمی نبوده و نیست و از چشم دولتمردان ما نیز به دور نمی باشد.
دانشگاه های ترکیه زیر نظر مستقیم دولتشان برای هر دانشجوی ایرانی که محل تولدش در شناسنامه یکی از شهرهای آذربایجان قید شده باشد تسهیلات باور نکردنی را پیش بینی کرده اند که بی شک هر آذربایجانی را به خشم می آورد.همه دانشجویان یا جوانانی که دستکم یکبار شرایط دانشگاه های جهان را برای ادامه آموزش های دانشگاهی بررسی کرده اند می دانند که این کشور چه یارانه هایی برای ایرانیانی که ملیت خود را در برگه های ثبت نام یا درخواست، انکار کنند قایل می شود.
برای نمونه در شهریه ی دانشجوی ایرانی که در آذربایجان متولد شده،دو سوم تخفیف اعمال خواهد شد اگر وی در برگه ی ثبت نام ملیت خود را به جای ایرانی،ترک! قید نماید.افزون بر این هزینه های دیگری چون هزینه کتاب،خوراک،کاغذ و مانند این ها از سوی دولت ترکیه تامین می شود به شرط اینکه فرد پس از قید ملیت ترک در برگه معرفی تعهد کند که پس از اتمام آموزش به ایران بازخواهد گشت !؟
به این ترتیب اگر شما یک آذری باشید و بخواهید در دانشگاه آنکارا یا استانبول و... ثبت نام نمایید با پذیرش شرایط پیشنهاد شده از سوی دانشگاه می توانید ملیت خود را به قیمت مناسبی به معرض خرید و فروش بگذارید و با شرکت در چند برنامه سیاسی که از سوی سیاستگذاران میت(سازمان استخبارات ملی ترکیه) تهیه شده،پس از اتمام تحصیلات به ایران برگردید و در جهت حفظ منافع دولت آنکارا در ایران فعالیت نمایید.
ملاحظه می کنید که دولت ترکیه با توسل به چه لطایف الحیلی در صدد است برای خود مزدورانی از مردمان کشوری دیگر دست و پا کند. این برنامه سال هاست که در حال اجرا میباشد و شاید نقطه اوج آن شرط بازگشت دانشجوی خریداری شده به کشورش باشد که البته شرط زیرکانه ای است.در واقع تنظیم کنندگان این پروژه در این صدد نیستند که با استفاده سیاسی از کسانی که بر رویشان سرمایه گذاری کرده اند در خود ترکیه از ایشان مهره هایی سوخته بسازند.بلکه با حفظ اسرار آنان و پرورش به اصطلاح نخبه در کشورشان مایل اند که دست آموزانشان به ایران بازگردند و قسمت اصلی پروژه از این نقطه آغاز می شود... .
شاید در آغاز چنین به نظر برسد که کمتر کسی دیده شده است که در ترکیه درس خوانده و از این بورس ها استفاده نموده ولی چنین برنامه های دراز مدتی سال ها بعد نتیجه خود را نشان خواهد داد و البته نباید پنداشت که ماموران حرفه ای میت از دخالت در امور چنین دانشجویانی غافل اند.بی شک این احتمال همچون بسیاری دیگر به ذهن آنان نیز رسوخ کرده است که ممکن است فردی برای استفاده های مادی و گذرا وارد چنین پروژه ای شود ولی پس از اتمام آموزش و بازگشت به ایران برای منافع ترکیه _به اصطلاح عامیانه_ تره هم خورد نکند.به همین دلیل حتما برنامه هایی برای پاگیر کردن و وابسته نمودن "کیس ها" ی خود طرح ریزی کرده اند و به علاوه احتمال گرایش کسی که سالها در کشوری دیگر از تسهیلات دولتی استفاده نموده و زیر بمباران تبلبغاتی محسوس و نامحسوس دستگاه های تبلیغاتی آن کشور بوده است بسیار بالاست.از این گذشته بی گمان چنین برنامه ای نه از سوی وزارت فرهنگ بلکه از سوی سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه پیشنهاد و یا دستکم پیگری می شود.پس نباید چندان به این موضوع خوش بین بود.حتی اگر ترک ها نتوانند در طول چند سال تعداد اندک شماری از دانشجویان ایرانی را با توسل به این روش به سوی برنامه های پان ترکیستی خود جذب کنند،به هیچ وجه صورت مسئله پاک نخواهد نشد.اصل مسئله از این قرار است که رژیم ترکیه برنامه های نامحسوس ولی رسمی ِ و پیش بینی شده ای را برای جذب اتباع ایران و استفاده از آنان جهت تهدید منافع ملی ما در دستور کار خود دارد.بگذریم از این که در اجرای این برنامه ها تا چه حد می تواند موفق باشد و کسی که به ملیت خود جهت کسب منافع مادی ناچیز پشت کرده تا چه اندازه می تواند مورد وثوق دولتی دیگر باشد...؟
بسیاری از کارشناسان برنامه های رمانتیک دولت آنکارا جهت ساختن جهانی به اصطلاح ترک در خاورمیانه را همواره به ریشخند گرفته اند چرا که این کشور در حل مسائل قومی خود با مشکلات جدی روبرو است و سالانه میلیون ها دلار برای حفظ استان های کرد نشین هزینه می کند.نشست های زنجیره ای کشورهای ترک زبان همواره با حضور مترجم برگزار می شود !!! و بازار اقتصادی هیچکدام از کشورهای آسیای میانه در تصاحب ترکیه نیست.از سوی دیگر ترکیه با گردآورن مردمانی با هویت به واقع غیرترکی(مانند آذری ها و ...) و درون کردن این افراد به جامعه ی چند قومی خود بحران اجتماعی کشورش را بیشتر میکند.هم اکنون کردها از یک سو،علوی ها از سوی دیگر و اقلیت هایی چون لاز و عرب و آلبانیایی تبار و چرکس در این کشور زندگی می کنند و همواره از ملیت گرایی ترکی بیزار بوده اند.در کنار همه ی این موارد شهروندان به شدت مذهبی این کشور نیز از بدنه ی رژیم سیاسی ترکیه که خود را با هویتی ترکی،لائیک و اروپاگرا تعریف میکند فاصله ها دارند.بحران حجاب در این کشور مردم را به دو گروه متمایز کرده و به فاصله ها و چندپاره گی ها صدمه زده است.
همه ی اینها در حالیست که حتی خود مردم آذربایجان نیز همواره از ترک ها آسیب دیده اند و ترک ها دشمنی تاریخی خود را با آذربایجانی ها به کرات ثابت کرده اند.نمونه بارز این مسئله کشتارهای مصیبت باری است که لشکر عثمانی در دوران صفویه از مردم آذربایجان به عمل آورده و ده ها هزار انسان ایرانی را به سیاه روزی دچار کردند،همه این موارد تاریخی نشان دهنده دشنه ای است که در آستین دولت نوین ترک ها بر علیه آذربایجانی ها پنهان شده است.اصولا مردم آذربایجان نه از نظر تاریخی ترکند و نه از نظر نژادی و فرهنگی . D.N.A خونی شان به تمامی آرین است نه ترک.اگر کارشناسان میت با استفاده از عومل فرهنگی خود درصدد اند مردم این ناحیه را ترک جلوه دهند نیز تنها میتواند ریشه در مصالح سیاسی داشته باشد.چرا که همین مردم صدها سال از سوی همان دولت کشتار شده و اند و نوامیس شان مورد تعرض قرار گرفته و در بازارهای صوفیه و ... به فروش رفته است.اگر چند سده پیشتر ترکها نتوانسند مردم آذربایجان را از طریق کشتار و ایلغار و یغما شکست داده و از این طریق کل ایران را مورد ترکتازی قرار دهند،امروز می خواهند از طریق فریفتن این مردم و ترک کردن آنها هم کینه های تاریخی را پیاده کنند و هم با استفاده از همین دشمن دیرین از سایر ایرانیان انتقام بگیرند.
با این حال سرمایه گذاری های بلند مدت ترکیه بر روی جوانان ایرانی به ویژه دانشجویان ادامه دارد.شروط بنیادین این برنامه یعنی قید ملیت ترک در برگه های رسمی از سوی اتباع ایرانی نشان دهنده ی این واقعیت است که این پروژه تنها یک بورس تحصیلی ساده نیست بلکه نیات شومی پشت پرده ی این مسائل وجود دارد.با کمال تاسف باید گفت که مسئولان وزارت خارجه ی جمهوری اسلامی ایران و مسئولان سفارت ایران در ترکیه تا امروز فقط نظاره گر این بازی ها و دسیسه ها بوده اند و تا کنون هیچ واکنش رسمی به این مسئله نشان نداده اند و هیچ نوع اقدامات پیشگیرانه و تنبیهی نیز برای کسانیکه وارد چنین پروژه ای می شوند ،پیش بینی نشده است و این موضوع خشم ناسیونالیست های ایرانی را به شدت بر می انگیزد.از دید ناسیونالیست های ایرانی سیاست خارجی بخشی از سیاست ملی است و در یک تعریف ساده می توان وجود دولت را صرفا به خاطر اعمال سیاست خارجی تعبیر کرد.(نک : سهراب اعظم زنگنه،پان ایرانیست ها چه می گویند،1379) در چنین مواردی است که یک سیاست خارجی پویا و ملی می تواند تکلیف دولت هایی که تا دیروز یا موجودیتی نداشتند و یا موجودیت شان زیر سایه ایران و حمایت ایران از آنها تعریف میشد،روشن کند و با اتمام حجت با چنین دولی غرور ملی ایرانیان را به بازی نگیرد.
هر چند دیگر امیدی به تحقق ایده پان تورانیسم (که در سده سده نوزده از سوی خاورشناسان غربی و یهودی تبار همانند لئون کوهن و آرمینیوس وامبری به برخی سیاستمداران ترک تزریق شد) وجود ندارد ولی این قضیه و موارد مشابه آن نشان دهنده دشمنی کینه توزانه ای است که دولت ترک نسبت به ملت ایران احساس می کند و پس از جنگ ایران و عراق و به هم خوردن توازن های منطقه ای فرصت بروز آن را یافته است.اما دیگر وقت آن رسیده است که ترکها باور کنند که امپراتوری عثمانی وجود ندارد و از بین رفته.باید باور کنند که نبایستی در عوض از دست دادن سرزمین های امپراتوری در اروپای شرقی جبران مافات را در زمین های غرب و میانی آسیا بجویند.این مناطق حوزه نفوذ فرهنگی ایران و بخشی از فلات ایران بشمار می روند.ترکیه بایستی بپذیرد که بازیهای سیاسی را در جنگ جهانی نخست با ورق سوخته و تقلبی پان ترکیسم باخت و با توسل مجدد به این برگ فاسد نمی تواند پیروز هیچ میدانی باشد.
متاسفانه روشنفکران و روزنامه نگاران ما چه در درون مرز و چه در برون مرز چنان گفتار روز مرّگی و مسائل دیگر شده اند که از توجه به این مسائلی همانند این موضوعات غافل اند.در نتیجه پایه های تئوریک باورهایشان نیز روبروز یا پوسیده می شود و یا اکتسابی.جامعه ی سیاسی ما نیازمند محفل های سیاسی و فرهنگی است که خود مستقلا گفتمان های جدیدی را تهیه و عرضه کند در این میان نبایستی از مسائل منطقه ای غافل بود و دچار روزمرّگی سیاسی گردید.توجه به مسائل ملی و فرهنگ ملی یکی از این مقوله هاست که نیازمند بررسی و توجه بیشتری می باشد.
 

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 21:48 | |

        قتل کسروی قتل فرهنگ بود

   
بر گرفته از = تبریز نیوز:سرویس مقاله:روزنامک
محمّدمهدی مرادی
 شماره : 138612214301tn| 

 

با این هیاهو و جنجال ها، بسیاری از مردم ناآگاه را به اشتباه انداختند و گمان کرده اند که راستی کسروی را برای مخالفت با اسلام کشته اند و یا اینان درد دین دارند...

اشاره:
(1)
62 سال پیش در 21 اسفند روزی "احمد کسروی" وکیل دادگستری، نویسنده، مورّخ و متفکّر نامدار ایرانی را در کاخ دادگستری در برابر چشمان بازپرس، به همراه منشی اش "محمّد تقی حدّادپور" با شلیک گلوله و ضربات چاقو از پای درآوردند تا صفحاتِ تاریخ معاصر ایران را از ثبت چنین رویدادی، شرمگین کنند.
فدائیان اسلام، پس از ارتکابِ این کشتار "انقلابی"، با اطمینان خاطر و آسودگی و لااله الالله گویان، از "عدالتخانه" خارج شدند و سوار بر درشکه - و به دلیلِ پاره ای جراحاتِ سطحی- با پای خود به بیمارستان رجوع نمودند. بخشهایی از روایت حضور کُشندگان در بیمارستان را در اینجا مرور کنیم:

یکی از کارکنان بیمارستان سینا اطلاع می دهد: ساعت 5/11 صبح دوشنبه، 20 اسفند 24، دو نفر مجروح به اتفاق شخص ثالثی به درمانگاه جراحی بیمارستان سینا مراجعه نمودند، دو نفر مجروح با قیافه خشم آلود و بدون ترس و هراس و بسیار گستاخ، تقاضای پانسمان نمودند. این دو نفر بنا به اظهار یکی از آنها برادر بودند و خود را امامی معرفی می کردند. برادر کوچک، دستهای خون آلود خود را به دکتر و دانشجویانی که در اتاق عمل بودند نشان می داد و اظهار می کرد: این خون خونی است حلال و دشت کربلا چنین خونی را به خود ندیده است. و نیز می گفتند که "ما از عربستان آمده ایم و تمام فامیل ما قدّاره بند بوده اند." ...

بیمار بزرگتر تقاضا کرده بود که او را به مریضخانه نجمیه منتقل نمایند. با موافقت دکتر به بیمارستان نامبرده اعزام شدند و در حالیکه از درب اتاق با برانکارد خارجش می کردند اظهار داشت: "آقای دکتر به جدّم قسم دیشب حضرت عباس را به خواب دیدم و او اجازه داد که اقدام نمایم." هر دو برادر به اتفاق رفیقشان به بیمارستان نجمیه اعزام شدند. آنها آزادانه به بیمارستان مراجعه کرده بودند.
(قاتلین کسروی در بیمارستان سینا – روزنامه ایران ما – 21 اسفند 1324)
سرابِ آزادیِ پس از شهریور 1320، اینچنین، چشمه سارِ زُلالِ آزادگان را نوید می داد! قتل کسروی، به تعبیر گیرای دکتر ناصر پاکدامن – نگارنده کتاب قتل کسروی - بی شک، قتل فرهنگ بود. رونِ حضیضِ فرهنگ بود. سرنوشتِ "آزادی"، در غیابِ دریابندگان، نگاهبانان و مدافعان قاطعِ آزادی، در گورابِ پس از شهریور 1320، و در معیّتِ دریوزگانِ سیاست رُبا و خرافه پویانِ سکّان دار، چنین فرجام یافت که قلم شکستن، هُنر، حقیقت سرایی، جُرم، روشنگری، دُشنام و کُشتن، سزاوار و مکرّم گشت. بسیار بجاست نمونه ای از کوششهای صادقانه ی سیاستمداران آن عصرِ مملکت و رهایی یافتگان از عصر "قُلدری" رضاشاه را در مسیرِ تشعشعاتِ طنّازِ عقلی و طریقِ دلپذیرِ "آزادی" مشاهده کنیم:

عکس: برگرفته از تارنمای کسروی

سندره ی تلخ سرشتیِ ما، خیلی پیشتر از چند دهه بعد، برای جشن ترحیمِ جاودانیِ فضیلت، دسته های گلایل سیاه فرستاده بود. در کشوری که کُشندگانِ "قهرمان"اش از ژرفای عهدی هویّت می یابند که نفس بریدن را به جُرمِ "گفتن و نوشتن" روا و مقدّس می شمارند و ماشه را به جای قلم، حُرمت می نهند، چه نیک آرزویی ست، یافت و پاسداشتِ گوهرِ آزادی!
***
(2)
آثار کسروی – با تمام روشنگری ها، فرازها و فرودها، ارزندگی ها و کاستی ها، پایداری ها و لغزشها– طلایه دارِ شجاعت اند. طلایه دار "گفتن" و "گفتن" در سرزمین و عصری که جولانگهِ عقیقِ بدرنگِ کژباوریست و آرامگهِ عزیز نگینِ خِرَد! عصر و سرزمینی که هنوز تا پیوستن اش به ساعتِ نوزائی و تن شستنش در چشمه سارِ فروغ، سالها راه است. رامین پدرام می نویسد:
زمانى‌ که‌ کسروى‌ به‌ کوشش‌ برخاست‌ صدى‌ نود و نه‌ همين‌ آقايانى‌ که‌ امروزه‌ در خارج‌ از کشور سنگ‌ مبارزات‌ ... به سینه می زنند، آن هم با قرائت‌ ابياتى‌ - به قول خودشان از "خواجه‌"-، يا اصلاً به‌ دنيا نيامده‌ بودند و اگر هم آمده‌ بودند، در پناه‌ حمايت‌ سر دمداران‌ ... کارى‌ جز حفظ‌ پست‌‌هاى‌ ادارى‌ و پر کردن‌ جيب‌ خود نداشتند. چندى‌ پيش‌ در نشستى‌، يکى‌ از همين‌ حضرات‌ با لحنى‌ مسخره‌ و در حالى‌ که‌ گيلاسى‌ مشروب‌ در دست‌ و اين‌ بيت‌ حافظ‌ را بر لب‌ داشت‌ که‌ می‌گويد: "به‌ يکى‌ جرعه‌ که‌ آزار کسش‌ در پى‌ نيست‌..." از من‌ پرسيد که‌: "راستى‌ فلانى‌ منظور کسروى‌ از اين‌ آخشيج‌ پاخشيج‌ گوئى‌‌ها چيست‌؟" پاسخ‌ دادم‌ و گفتم که‌ کسروى‌ 70 سال‌ پيش‌، و با همين‌ به‌ قول‌ شما آخشيج‌ پاخشيج‌ گوئى‌‌ها مطالبى‌ را در داخل‌ ايران‌ و در سطح‌ جامعه‌ مطرح‌ ساخت‌ که‌ شما و امثال‌ شما هفتاد سال‌ بعد در خارج،‌ و آن هم دريک‌ محفل‌ خصوصى‌ جرات‌ و جسارت‌ بر زبان‌ آوردن‌ يکصدم‌ آن را هم‌ نداريد. خاموش‌ شد و ديگر چيزى‌ نگفت.
(گزیده از جستارِ شصتمین سالگرد کشته شدن کسروی – سایت ایران امروز)
***
بمناسبت بیستم اسفند، دو جستار تاریخی و شایسته ی ژرفنگری ها و پندگیریها از نظر خوانندگان روزنامک خواهد گذشت. نخست، نوشتاری ست که به تاریخ 10 اردیبهشت 1324، دو روز پس از نخستین سوء قصدِ نافرجامِ فدائیانِ اسلام به جان کسروی، در نشریه "رهبر" در تهران بچاپ رسیده است. بندبندِ این نوشتارِ 62 ساله و فریادهای تاریخیِ ناشنیده مانده اش، برای ژرفنگران، خصوصاً جوانان اندیشه وری که لمس کنندگان امروزند، بسیار جالب و تأمل برانگیز اند و تصویری منحصر از جوِّ حاکمِ آن روزهای ایران به دست می دهد.
جستار دوم، امّا، به 10 ماه پس از ترور نافرجام 8 اردیبهشت و پس از قتل فجیع کسروی در بیستم اسفند ماه بازمی گردد که از سوی "باهماد آزادگان" در تهران پراکنده شده است. این جُستار تاریخی نیز، با توجه به مضمونش، بی نیاز از هر توضیحی است. هر دو این نوشتارها از کتاب قتل کسروی، نوشته دکتر ناصر پاکدامن، چاپ دوم، انتشارات فروغ (آلمان)، صص 196-197 و 232-234 آورده شده اند.
محمّدمهدی مرادی
 
دهم اردیبهشت 1324:
"کسروی، مدیر پرچم را با تیر و چاقو و سنگ می زنند"
(نشریۀ رهبر)
پریروز ساعت نُه، هنگامی که آقای کسروی مدیر روزنامۀ پرچم از خانۀ خود به طرف ایستگاه اتوبوس، واقع در چهارراه حشمت الدوله می رفته اند، صد قدم به چهار راه مانده، از پشت سر دو گلوله به طرف ایشان شلیک می شود. یک نفر به نام نواب صفوی با طپانچه آقای کسروی را مورد حمله قرار می دهد؛ همراهان کسروی به طرف سیّد مزبور پریده، طپانچه را از دستش بیرون می آورند. ناگهان یک نفر دیگر از جلو، طپانچه به دست حمله می کند ولی خوشبختانه طپانچۀ او در نمی رود. در این میان اشرار دیگری هم که با ضاربین همراه بوده اند، دور آقای کسروی را گرفته، شروع به های و هوی و فریادهایی بر علیه ایشان می کنند.
آقای کسروی که سنگی هم به سرش خورده و خون از جای زخم روان بوده است، به پشت کوچه می پیچد که خود را به منزل برساند. اشرار ایشان را های و هوی کنان دنبال می نموده اند، ناگهان پاسبانی از پشت سر می رسد و بجای اینکه ضاربین را دستگیر نموده و جمعیّت اشرار را متفرق نماید، آقای کسروی را به عنوان اینکه باید به کلانتری برویم، با زور برمی گرداند. در این میان که دست او را گرفته بودند، ناگهان نواب صفوی رسیده و با چاقوی بلندی که در دست داشته است، ضربتهای متوالی به سر و صورت و دستهای کسروی وارد می آورد. در اینجا پاسبان نه تنها از عملیات چاقوکش مزبور جلوگیری و ممانعت نمی کند، بلکه جداً از او پشتیبانی می نماید. آقای کسروی با زحمت زیاد خود را به درشکه رسانده و با همراهان خود و دو نفر ضارب، سوار می شوند. مردم جمع شده، های و هوی می کنند. ضاربین در درشکه هم به کسروی اذیت می کنند. درشکه چی فرار می کند، یک نفر دیگر پشت درشکه می رود ولی اسب، درشکه را برمی دارد...
در این میان که غائله بزرگ شده است، ناگهان یک افسر شهربانی و یک افسر ژاندارمری رسیده، آقای کسروی و همراهانش را سوار اتومبیل می کنند و او را در حالیکه از جای گلوله در پشت سرش خون جریان داشته و سر و دستش نیز زخمی بوده است به کلانتری می آورند. در کلانتری در اثر گزارش خلاف پاسبان، قضیه را وارونه گرفته و می خواسته اند از آقای کسروی توضیحات بخواهند ولی چون جریان خون ادامه داشته، در اثر اصرارهایی که کرده اند، ایشان را به بهداری شهرداری رسانیده و در آنجا زخم را پانسمان نموده و بعداً به بیمارستان نجمیه آمده اند. دو نکتۀ مهم که در این قضیه جلب نظر می کند یکی بی پروایی و نترسی ضاربین و ماجراجویان همدست آنهاست که معلوم بوده است از مقاماتی پشتگرمی داشته اند. نکتۀ دیگر، کمکهای علنی مأمور شهربانی به اشرار و تشویق آنها به وارد آوردن ضربتهای بیشتر می باشد که می رساند وی هم در توطئه بی دخالت نبوده است. این نمونه ای است از درندگی و خونخواری ارتجاع در ایران! ما مدتی است اعلام داشته ایم که ارتجاع سیاه در این کشور که مظهر آن سیّدضیاء است، هر قدر دنیا به سوی آزادی پیش می رود و مرگ خود را نزدیکتر می بیند، هارتر می شود و از هیچ وحشیگری و درندگی، فروگذار نخواهد کرد.
ما مکرراً در صفحات این روزنامه، نمونه های بارزی از درنده خویی مرتجعین و قتل و غارت آنها را در در اصفهان و آذربایجان و مازندران و فارس نشان داده ایم و به آزادیخواهان اعلام خطر نموده ایم! اینک، ارتجاع که هاری او به درجۀ جنون رسیده، بی پروا شده و دامنۀ عملیات وحشیانه خود را به تهران، پایتخت کشور کشیده است. اینست معنی امنیت و آزادی در پایتخت کشور شاهنشاهی! ما به تمام آزادیخواهان با فریاد رسا اعلام می داریم که خطر ارتجاع از هر اندازه نزدیکتر شده. امروز نوبت کسروی است؛ فردا نوبت هر یک از ما خواهد بود. آزادیخواهان، جوانان روشنفکر، ترقیخواهان! برای حفظ آزادی، جان، مال و ناموس خود، برای خرد کردن ارتجاع و جلوگیری از درنده خویی او متحد شوید!
 
بیست و نهم اسفند 1324:
[بیانیه باهماد آزادگان] درباره قتل کسروی
(نشریۀ ایران ما)
این بیانیه پریروز از طرف جمعیت آزادگان منتشر شد:
هموطنان گول نخورید
ای تودۀ ایران، ای کارگران، ای کم سوادان، ای برزگران، ای دکانداران و ای همۀ مردم ایران، به همۀ شما خطاب می کنیم و از شما می خواهیم بی آنکه در تحت تأثیر هو و جنجال مزدوران ارتجاع و عمال خائنین به کشور یعنی جانیان و جنایتکاران قرار بگیرید، حرفهای ما را بشنوید و نوشته های ما را بخوانید. گفتۀ ما را با گفتۀ آنها مقایسه کنید و ببینید ما چه می گوییم و آنها چه می گویند. آیا بوی راستی از کدام حرف می شنوید؟ ما به خوبی اطلاع داریم که یک دسته معدودی که از منابع خاص و معینی کمک و پشتیبانی می شوند و پولهای گزافی می گیرند، دست به هم داده، نقشۀ جنایتکارانه خود را که یکبار دست زدند و موفق نشدند، دنبال کردند و در بار دوم، کاری را که می خواستند به زیان کشور انجام دهند، انجام دادند. کسروی را کشتند و هیاهو به راه انداختند که او قرآن سوزانیده، با اسلام دشمنی کرده و یا گفتند بهائی است.
با این هیاهو و جنجالها، بسیاری از مردم ناآگاه را به اشتباه انداختند و گمان کرده اند که راستی کسروی را برای مخالفت با اسلام کشته اند و یا اینان درد دین دارند. برای اینکه شما خوب و بیطرف قضاوت کنید، کمی حوصله کنید؛ به محض اینکه یک هوچی اگر هم با ریش و عمامه باشد، سخنانی گفت، نپذیرید، خودتان درصدد تحقیق برآیید، ببینید راستی اینها که به این گونه کارها دست زده اند، چگونه کسانیند؟
آیا دین را دکان خود نکرده اند؟ آیا اگر پولهای مفت در کار نباشد، حاضرند در راه دین قدمی بردارند؟ اگر یک عده مردم خوش باور فریبشان را نخورند، حاضرند خود را به خری بزنند و خرافات را به نام دین در مغز مردم جای دهند؟ خدا می داند و اگر شما هم اندکی دقت کنید و جرئت داشته باشید، می فهمید و می دانید که اینها جز عوام فریبی کاری ندارند. دین را بهانه کرده و به دلخواه مردم عامی، هرچه آنها بپسندند می گویند و آنها را وادار می کنند همینطور در نادانی و بیخبری و بیسوادی بمانند، تا هر دروغ و مهملی گفتند، مردم، نسنجیده قبول کنند و از دسترنج خود که باید خرج خانه و زندگی خود کنند گرفته به این مفتخوران بدهند. اینست علت طرفداری آنها از دین! اگر اینها با کسروی دشمنی کردند و بالاخره او را کشتند، این نیست که واقعا کسروی بی دین و اینها دیندار بوده اند. نه کسروی دشمن اسلام و نه اینها دلسوز به اسلامند. اگر راستش را بخواهید، کسروی می گفت اسلام حقیقی غیر از اینست که شما می گوئید! شما اسلام را از معنی اصلی خود بیرون برده اید. دین را باید به معنی حقیقی خودش گرفت و بکار برد. دین مال خداست نه سرمایه دکان آخوندها. آخوندها نباید سربار مردم باشند. آنها باید بروند کار کنند. مفتخواری به هر اسمی که باشد گناه است. این حرفها و مانند اینها آتش به دل آخوندها زد.
سیاست پلیدی نیز که کار اساسی کسروی را نجات دهندۀ ایران می دید، به اینها کمک کرد. بالاخره سود خود را در این دیدند که بکوشند و کسروی را در میان عوام به بیدینی و قرآن سوزانی بدنام و متهم کنند و یک مشت عامی و چاقوکش که از دین تنها صلوات بلند فرستادن و به حضرت عباس قسم خوردن را یاد گرفته اند و در تاریکی جهالت هستند بفریبند و آنان را به کشتن کسروی وادارند. اگر حقیقت واقع را بخواهید، خلاصه اش همین است که برای شما گفتیم.
خدا می داند و کتابهای او نیز حاضر است که او در همه جا به اسلام احترام گذاشته و نه تنها قرآن را نسوزانده، بلکه همه جا با احترام از آن نام برده. اینها همه دروغ است. او و همراهانش از همۀ این مدعیان مسلمانی، دیندارترند.
شما به زودی خواهید فهمید که همۀ این هیاهو برای کشتن کسروی و پامال کردن خون او، بالاخره برای رسانیدن ضرر بزرگی به این مملکت بوده است. اگر می خواهید بروید کتابهای کسروی را به دست آورید و بخوانید یا بروید از اشخاص بیغرض مطلع بپرسید تا به شما بفهمانند که این هیاهو و جنجال که به اسم اسلام، راه انداخته اند از کجا سرچشمه گرفته و برای چه مقاصد سوئی است! آنوقت در تحت تأثیر هوچیگریهای یک عده مزدور بیگانه پرست قرار نخواهید گرفت و به کسانی که بر ضرر مملکت کار می کنند، همراهی نخواهید نمود.
ای هم میهنان، همراهان کسروی برای سعادت و نجات این کشور، بهترین و عالیترین اندیشه و راه راستی را دنبال کرده و می کنند و از هیچگونه فداکاری باک ندارند و می توانند خود سزای دشمنان خود را بدهند. اما فرقی که ما با آخوندان و عامیان داریم این است که ما موقعیت باریک کشور و مصالح عالیه میهن خود را فراموش نمی کنیم و می دانیم دستهای پلید خواهان است که ما را آلت اجرای مقاصد شوم خود کند. از این جهت، متانت و بردباری را پیشه ساخته، از راه قانونی سعی می کنیم جنایتکاران به کیفر خود برسند.
شما ای هم میهنان بیغرض، ای کارگران و زحمت کشان، ای کاسبها، ای زارعها، گول نخورید، غافل نشوید، بترسید و بپرهیزید از اینکه آلت دست یک مشت مفتخواران شکم پرست شده، بر ضرر برادران و هم میهنان آزادیخواه و روشنفکران خودتان که به صلاح و سعادت شما می کوشند، کاری انجام دهید و بعد پشیمان شوید. دو روز پیش، ورقۀ بلندبالایی به امضاهای جعلی که هر آدم کم اطلاعی می توانست جعلی بودن امضاهایش را بفهمد، از طرف همین هوچیان در شهر پراکنده شده بود. تقاضا کرده بودند کتابهای کسروی جمع آوری شود و چاپخانۀ آزادگان را توقیف کنند. آخر شما کلاه خود را قاضی کنید ببینید معنی این حرف چه می شود؟ غیر از اینست که صاف و ساده با پررویی می گویند نگذارید حرفهای حساب کسروی و همراهانش به گوش مردم برسد. اینها می خواهند همه مثل مردمان عامی و بیسواد، چشم و گوش و زبان بسته باشند و در برابر مزخرفات آنها یک کلمه گفته نشود، زیرا می دانند رسوا خواهند شد.
کسروی را هم که کشتند برای همین بود که نتوانستند جواب حرفهای حساب او را بدهند. این بهترین دلیل عجز و بیچارگی آنهاست.
پس از کشته شدن او گمان می کردند دیگر از کسی آواز بیرون نخواهد آمد ولی چون دیدند از سوی همراهان کسروی بیانیه هایی منتشر شده، به این هوچیگری دست زده اند. از آقای قوام نخست وزیر درخواست کرده اند کتابها را جمع کند، چاپخانۀ ما را ببندد، راستی خجالت نمی کشند؟ چه تقاضای بیجایی، چه توقع بی معنی! اینها نتیجۀ پررویی و بی اطلاعیست. آنها گمان کرده اند قتل کسروی با همین هیاهو از میان می رود. آواز کسروی که به دانشمندی در جهان شناخته شده بود، به همه جای جهان خواهد رسید و آزادگان که نه تنها در ایران بلکه بیرون از ایران هم هستند، خاموش نخواهند نشست و اگر دولت بخواهد از اجرای قانون و کیفر جنایتکاران کوتاهی کند، نخواهند گذاشت و یا راهی دیگر در پیش خواهند گرفت. جمعیت آزادگان
پایان.

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 21:37 | |

        تا رسيدن به انتخاباتي واقعي !

به نام خداوند جان و خرد

 

تا رسيدن به انتخاباتي واقعي !

 

 هم ميهن!با توجه به ديدگاههاي اصولي حزب پان ايرانيست مبني بر عدم مشروعيت

 

 ملي,قانوني و حتي ديني حاكميت فرقه اي جمهوري اسلامي و همچنين اتخاذ

 

 شيوه هاي غير دموكراتيك در برگزاري انتخابات و چرخش قدرت ,حزب پان ايرانيست

 

 چونان موارد گذشته ,عدم شركت خود را دراين گونه انتخابات كه با مباني ناقص و

 

 نادرست برگزار مي شود;اعلام داشته و بار ديگر ملت ايران را به تلاش و مبارزه براي

 

 دستيابي به حقوق واقعي و دموكراتيك خود فرا مي خواند .

                                                                    پاينده ايران

                                                                    حزب پان ايرانيست

                                                                 اسفند ماه 1386 خورشيدي

[+] نوشته شده به دست پیشداد در 21:5 | |

        :: نوشتار پيشين